تبليغاتX
تـــرنـــم
زمستون

زمستون . . .

تن عریون باغچه چون بیابون

درختا . . .

با پاهای برهنه زیر بارون

نمیدونی تو که عاشق نبودی

چه سخت مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه

واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه، چه تلخه، باید تنها بمونه قلب گلدون

مثه من، که بی تو، نشستم زیر بارون زمستون

زمستون، برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره، زمستونا برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه ی چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی نشسته زیر بارون

گلای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی، ببینی تلخ روزای جدایی

چه سخته، چه سخته، نِشینم بی تو با چشمای گریون

"سعید دبیری"

+ترنم شده دوشنبه 1386/11/29ساعت10:26 قبل از ظهرتوسط شاندیزی |
سخن بزرگان

مهنوز نمی دانم منظور از فردی تحصیل کرده چگونه فردی است. اما یقین دارم این به سالهایی که فرد رسما محصل بوده است بستگی ندارد. اما اگر مهارتهای زندگی شان انسانی شایستگی قدردانی از زندگی و توانایی بخشیدن و دریافت عشق و چگونگی استفاده کردن از عمر خود را فرا نگیریم و تلاش نکنیم که هنگام ترک دنیا آن را به جای بهتری از آنچه بود تبدیل کرده باشیم فردی تحصیل کرده نخواهیم بود.

"لیو بوسکالیا"

نحتی در نا چیز ترین عشق ها نشانی از ناچیزی نیست. اگر جز این بود خدا عشق را برای همه ی آفرینندگان خود نمی خواست. محبوب من مرا فقط به خاطر عشق دوست داشته باش تا بتوانی جاودانه دوستم داشته باشی.

"ویلیام شکسپیر"  

+ترنم شده یکشنبه 1386/11/28ساعت8:23 بعد از ظهرتوسط اسماعیلی |


RSS