نتایج تحقیقات زبانشناسان کانادایی نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، ارتباطات فوری مثل پیام کوتاه و مسنجر به توانایی زبانی جوانان و نوجوانان آسیب نمیرساند.
به گزارش مهر، تیم تحقیقاتی «سالی تالیامونته» زبانشناس دانشگاه تورنتو در کانادا که نتایج یافتههای خود را در مجله American Speech منتشر کردهاند در تحقیقات خود نشان دادند که ارتباطات فوری مثل پیام کوتاه و مسنجر به توانایی زبانی جوانان و نوجوانان آسیب نمیرساند.
تیم تحقیقاتی این زبانشناس میلیونها واژهای را جوانان بین 15 تا 20 سال در چت نوشته بودند و تبادل گفتاری این آنها را مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که جوانان در چت با دقت بسیار بالایی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و به قوانین دستوری و نحوی که در زبان گفتاری استفاده نمیشوند احترام میگذارند.
براساس گزارش نیوساینتیست، امروزه در چت، مسنجر و پیام کوتاه دو نوع قوانین نوشتاری جدید شامل قوانین نوشتاری سریع و مختصر وجود دارد. به خصوص اختصار واژگان در پیامهای کوتاه که در هر صفحه تنها 160 نویسه جای میگیرد بیشتر به چشم میخورد همین مسئله موجب شده است که بسیاری از والدین و زبانشناسان نسبت به آینده زبانی جوانانی نگران شوند.
این درحالی است که مختصرنویسی تهدیدی برای ساختارهای زبان به شمار نمیرود. در حقیقت زبان جوانان به تکامل خود ادامه میدهد و این تکامل یکی از روشهای تائید هویت جوانان و جداکردن آنها از دنیای بزرگسالان است.
این تحقیقات نشان میدهد که جوانان در اینترنت و در پیام کوتاه تلفن همراه از قواعد نحوی استفاده کرده و مرز میان زبان نوشتاری و گفتاری را حفظ میکنند. همچنین نتایج تجزیه میلیونها واژه به کاررفته در چت و مقایسه آنها با زبان 75 جوان بین 15 تا 20 سال حاکی از آن است که استفاده از «کوته واژهها» در چت چندان رایج نیست.
در حقیقت امروزه در زبان انگلیسی و در اینترنت تنها کوته واژههایی مثل OMG به جای Oh My God (آه خدای من) و CU به جای See You (میبینمت) استفاده زیادی دارند و سایر واژگان کمتر دچار کوتهنویسی میشوند.
این تحقیق تائید میکند که ارتباطات از راه چت ترکیبی از یک زبان محاورهای و رسمی بوده و بسیار خالص تر از مکالمات کلامی است که میان دوستان برقرار میشود. برای مثال کوته واژهها تنها 4/2 درصد از واژگان استفاده شده در ارتباطات آنلاین جوانان را تشکیل میدهند. از سویی دیگر چت و پیامنویسی تا حد چشمگیری میتواند در تمرین دیکته کلمات مفید باشد.

1-"آنا سيتينزا" تعريف مي كند كه پسر كوچكش- با كنجكاوي كسي كه واژه جديدي را مي شنود؛ اما هنوز معناي آن را نمي فهمد- از او پرسيد:
-مامان؛ پيري يعني چه؟آنا پيش از اينكه پاسخ بدهد؛ در كمتر از يك ثانيه به گذشته سفر كرد و لحظات مبارزه؛ دشواريها و نوميدي هاي خودش را به ياد آورد و تمام بار پيري و مسئوليت را بر شانه هايش احساس كرد. چشم هايش را به سوي پسرش برگرداند كه خندان؛ منتظرپاسخي بود. آنا گفت: پسرم به صورت من نگاه كن اين پيري است. وپسر چروك هاي آن صورت و اندوه آن چشم ها را تماشا كرد. چه باعث شد كه پسرك با تعجب نگاه نكند و پس از چند لحظه جواب بدهد: مامان! پيري چقدر قشنگ است؟
2-سالها پيش، مردي زندگي ميکرد که هر روز چندين بار با کوزههايي که اونها رو به دو طرف چوبي بسته بود، از رودخانهي بيرون دهکده، آب حمل ميکرد و به مردم ميفروخت. يکي از کوزهها که قديميتر بود، ترک داشت و تا اون مرد به دهکده ميرسيد، نيمي از آبي که توش بود، روي زمين ميريخت.کوزهي سالم هميشه به کوزهي معيوب، سرکوفت ميزد که جز دردسر و زحمت، چيزي نداري و تلاش صاحبمون را به هدر ميدهي. کوزهي معيوب هم شرمنده بود و خيال ميکرد که به هيچ دردي نميخوره.
تا اينکه سرانجام يه روز لب به سخن باز کرد و به اون مرد گفت: «ميخوام ازتون عذر بخوام، آخه...» مرد مهربون، صبحت اون رو قطع کرد و گفت: «ميخوام خوب به سمت راست جاده نگاه کني و گلهاي زيبايي که در طول مسير، رشد کردند رو ببيني.»
و ادامه اينکه: «ميدوني در تمام دفعههايي که ما از اين مسير، عبور ميکرديم، تو اونها رو آبياري ميکردي و باعث شدي حاشيهي جاده، اين همه زيبا و دوست داشتني بشه؟!»
آره عزيز دلم! برخي ، پدر و مادر پيرشون رو رها ميکنند يا اونها رو به خانههاي سالمندان ميبرند و گمون ميکنند ديگه به درد نميخورند!
کاشکي خوب چشمهامون رو باز کنيم تا ببينيم حضور قشنگ اونها ، چه طراوتي رو به ما و چه نشاطي رو به نوگلهاي زندگيمون هديه ميده.
و کاشکي تا دير نشده ببينيم و ... !
گزارش تصویری از نمایشگاه کتاب تهران
نمایشگاه کتاب تهران هم با تمام خوبی ها و بدی هایش تمام شد این خاطراتش است که می ماند و امیدواریم تجربه ای برای آیندگان شود البته امیدواریم... .
اینم چند تا عکس از بیست و یکمین نمایشگاه کتاب تهران که از سایت سما(سامانه مدیریت ارتباطات شهرداری تهران بزرگ) پیدا کردم.











نمیدونم تونستید عکس ها رو ببینید یا نه چون بعضی از دوستان ندیده بودند برای همین آدرس سایت سما رو میزارم تا اونجا ببینید. بازم ببخشید...
شبي، پسري نزد مادرش كه در آشپزخانه در حال پختن شام بود، رفت و يك برگ كاغذ را به او داد. مادر دستهايش را با حوله اي تميز كرد و نوشته ها را با صداي بلند خواند. پسرش با خط بچه گانه نوشته بود:
صورتحساب:
_ كوتاه كردن چمن باغچه 5 دلار
_ مرتب كردن اتاق خوابم 1 دلار
_ مراقبت از برادر كوچكم 3 دلار
_بيرون بردن سطل زباله 2 دلار
_ نمره رياضي خوبي كه امروز گرفتم 6 دلار
جمع بدهي شما به من: 17 دلار
مادر لحظه اي به چشمان منتظر پسر نگاهي كرد، سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب فرزندش اين عبارت را نوشت:
_بابت سختي 9 ماه بارداري كه در وجودم رشد كردي هيچ
_بابت تمام شبهايي كه بر بالينت نشستم و دعا كردم هيچ
_بابت تمام زحماتي كه در اين سالها كشيدم تا بزرگ شوي هيچ
و اگر همه ي اينها را جمع بزني هزينه ي عشق به تو هيچ است. وقتي پسر آنچه را كه مادرش نوشته بود خواند، چشمانش پر از اشك شد. آنگاه قلم را برداشت و زير صورتحساب نوشت: قبلا به طور كامل پرداخت شده!
از 1900 تا 2000
برگرد...

1901 Australia Federates
اتحاديه استراليا تشکيل مي شود

1903 Man Flies
انسان پرواز مي کند

1905 The Theory of Relativity is Proposed
تئوري نسبيت مطرح مي شود

1907 Picasso Gives Birth to Modern Art
پيکاسو هنر مدرن را خلق مي کند

1912 RMS Titanic Sinks
تايتانيک غرق مي شود

1912 Republic of China Established
جمهوري چين برقرار مي شود

1917 Bolshevik Revolution - Communist Russia is born
انقلاب بولشويک - روسيه کمونيست متولد مي شود

1914 World War I Begins
جنگ جهاني اول شروع مي شود

1920 Prohibition Begins
تحريم شروع مي شود

1922 Tomb of Tutankhamen is Found
مقبره توتانخام (از فراعنه مصر) پيدا مي شود

1925 Television is Invented
تلويزيون اختراع مي شود

1929 On With the Show - first 100% color, 100% sound movie
"On With The Show" - اولين فيلم 100% رنگي، 100% مصوت

1930 The First Full Length Color/Sound Cartoon Appears
اولين کارتون تمام رنگي/مصوت ظاهر مي شود

1930 Mohandas Gandhi Leads Satyagraha Movement in India
موهانداس گاندي حرکت ساتياگراها در هند را رهبري مي کند

1931 Empire State Building Opens
عمارت "Empire State" گشوده مي شود

1939 World War II Begins
جنگ جهاني دوم شروع مي شود

1944 Colossus - First Fully Electronic Computer
کلوسوس - اولين رايانه تمام الکترونيکي

1945 First Atomic Bomb Built
اولين بمب اتمي ساخته شد

1945 First Secretary General of the Newly Formed United Nations
اولين دبيرکل ملل تازه متحد شده

1946 Cold War Begins
جنگ سرد شروع مي شود

1950 Korean War Begins
جنگ کره شروع مي شود

1953 DNA First Accurately Modeled
ساختار DNA اولين بار بادقت مدل مي شود

1954 Rock Aound The Clock takes Rock and Roll International
"Rock Around Clock" راک اند رول را بين المللي مي کند

1957 Sputnik 1 - First artificial satellite put into geocentric orbit
Sputnik 1 - اولين قمر مصنوعي در مدار زمين قرار مي گيرد

1962 Spacewar! The First Computer Game is Invented
جنگ فضايي! اولين بازي کامپيوتري اختراع مي شود

1962 Pope John XXIII Starts the Vatican II Council
پاپ ژان بيست و سوم شوراي واتيکان 2 را آغاز مي کند

1967 Marxist Revolutionary Che Guevara is Executed in Bolivia
انقلابي مارکسيست، چه گوارا، در بوليوي اعدام مي شود

1969 Man walks on the moon
انسان بر روي ماه پا مي گذارد

1973 Embargoes from the OPEC nations cause an oil Crisis in nations supporting Israel
تحريم اعضاي اوپک باعث ايجاد بحران نفت در ملل حامي اسرائيل

1973 American Psychiatric Association removed homosexuality from its list of psychiatric disorders
انجمن روانپزشکي آمريکايي

1979 Dame Margaret Thatcher Becomes the First Female UK Prime Minister
خانم مارگارت تاچر اولين نخست وزير زن انگلستان مي شود

1980 John Lennon is Shot
جان لنون هدف گلوله قرار مي گيرد

1984 The First Commercially Successful Graphic Interface PC Arrives with the Apple Macintosh
اولين کامپيوتر قابل خريداري داراي رابط گرافيکي توسط اپل مکينتاش از راه مي رسد

1986 The Chernobyl Disaster Occurs
حادثه چرنوبيل اتفاق مي افتد

1988 The Commercial Internet Begins
شبکه تجاري اينترنت آغاز به کار مي کند

1990 The Gulf War Begins
جنگ خليج آغاز مي شود

1991 The Soviet Union Collapses
اتحاد جماهير شوروي فرو مي پاشد

1996 Dolly The Sheep is Cloned
Dolly گوسفند شبيه سازي شده

December 31, 1999 The Second Millen
پايان هزاره دوم
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم
كه از خاك گلويم سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش
و او يك ريز و پي در پي
دم خويش را در گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشكند در من سكوت مرگبارم را
"دكتر علي شريعتي"
سلام به همه ی دوستان امروز میخوام یکی دیگه از آموزشهای فوتوشاپ را بهتون یاد بدم
که مورد استفاده اش توی کشور ما خیلی زیاده پس می تونیم نتیجه بگیریم که همه باید این قسمت از فوتوشاپ رو یاد داشته باشند حتی شما دوست عزیز ![]()
خوب دیگه بریم سر اصل مطلب شوخی بسه!!!!!!!!!!!! ![]()
این نوع فیلتر های نقطه نقطه کننده(Pixelate Filters)تصویر را از حالت طبیعی خارج کرده و آن را تبدیل به نقاط یا قطعات کوچک با رنگ یکدست می کنند. دو نوع فیلتر دیگه هم هست یکی بنام فیلتر موزاییک(Mosaic) که تصویر رو شطرنجی میکنه و اندازه ی خانه های شطرنجی هم قابل تنظیم است و دیگری فیلتر شیشه رنگ شده (Stained Glass)که در زیر منوی فیلتر های Texture قرار دارد که تصویر رو به قطعات رنگی کوچک تبدیل میکند که نحوه ی کارش مانند فیلتر نقطه نقطه کننده است پس اگه دوست دارید با نحوه ی کار فیلتر نقطه نقطه کننده آشنا بشید این شما و این هم ادامه ی داستان ... .

بعضي آدم ها جلد زر كوب دارند، بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك.
بعضي آدم ها با كاغذ كاهي چاپ مي شوند و بعضي با كاغذ خارجي.
بعضي آدم ها تجديد چاپ مي شوند و بعضي از آدم ها فتوكپي آدم هاي ديگرند.
بعضي آدم ها با حروف سياه چاپ مي شوند و بعضي از آدم ها صفحات رنگي دارند.
بعضي آدم ها تيتر دارند و روي پيشاني بعضي از آدم ها نوشته اند: حق هر گونه استفاده محفوظ است.
بعضي آدم ها خط خوردگي دارند و بعضي از آدم ها غلط چاپي.
بعضي آدم ها را بايد چند بار خواند تا معني آنها را فهميد و بعضي آدم ها را بايد نخوانده دور انداخت.
از روي بعضي آدم ها بايد مشق و از روي بعضي ديگر بايد جريمه نوشت.
الو... الو... سلام...
کسي اونجا نيست؟!

الو... مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟!!
پس چرا کسي جواب نميده؟!!!
يهو يه صداي مهربون! مثل صداي يه فرشته جواب داد
بله، با کي کار داري کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من ميشنوم .
کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي؟ من با خدا کار دارم ...
هر چي ميخواي به من بگو، قول ميدم به گوش خدا برسونم .
کودک درحالي که بغض در گلويش حلقه زده بود با صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟!
فرشته ساکت موند. بعد از مکثي نه چندان طولاني: نه خدا خيلي دوستت داره. مگه کسي ميتونه کوچولوي نازنيني مثل تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما...
بعد از چند لحظه سکوت؛
بگو زيبا بگو، هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو...
کودک ناگهان با شنيدن اين صدا بغضش ترکيد، بلند بلند گريه کرد وگفت: خدا جون خداي مهربون، خداي قشنگم....
ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم، تو رو خدا...
آخه چرا؟ اين مخالف تقديره. چرا دوست نداري بزرگ بشي؟
آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد يه عالمه، ده تا دوستت دارم، اگه بزرگ شم ممکنه مثل بقيه فراموشت کنم!
ممکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم؟ ميترسم يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.
مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم... مگه ما باهم دوست نيستيم؟ پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک: آدم، محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه... کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.
کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي منافع شان ميخواستند.
زيبا دنيا براي تو کوچک است...
بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...
کودک کنـار گوشـي تلفـن، درحالـي که لبخنـد برلـب داشـت در آغــوش خــــدا به خواب فرو رفت...

