
چاه ها را پر کنید ! « علی » دگر خاموش شد ! ...
نخل ها را سر برید! «علی» دگر بیهوش شد!...
باده و ساغر ، می و صهبا و جام باده را
بر زمین ریزید دگر! «علی» مدهوش شد!...
مستی اندر می چه جویی؟! باده از «علی» ست مست!...
آتشی اندر تنورِِ جان ِ بریزید«علی» بیهوش شد!...
قله قافِ دلم ، فرق ِ دوتای ِ «ایلیا» ست !...
اندر این قاف ِ پر از غربت ، دلم مدهوش شد!...
دست من در دست «علی» بود و دل در دامنش.
ناله ی "فُزْتُ برٌب" دانی چرا در گوش شد؟!...
«ایلیا» در کاوش ِ آن ناله ، نیت کوش شد!...
آه! چه بود حرف ِ «علی»؟! چاه بر من گفت!آه!
منتهای ِ حرف ِ «علی» : « حرف ِحق بنیوش! » شد!...
دردِ «علی» ، جهل مردم و بود و زخم ِ غربتش!
حرفِ «علی» : " هان! تو برهر ظالمی بخروش! " شد!...
دین ِ «علی» : " جان خود در راه حق بفروش ! " شد!...
زهدِ «علی» : " عدل و حق را هیچ گه مفروش!" شد!...
آه! دیگر کوه غم آوار شد بر دوش من !
«ایلیا» جانش رها شد! «ایلیا» بر دوش شد!...
چاه ها را پرکنید! « ایلی » دگر خاموش شد!...
چاه ِ پر آب دلم خشکید و پر خون! ، دوش شد!
بچه هاي خوب مهدكودك
يك جعبه رنگي از آجر هاي پلاستيكي جايزه مي گرفتند
...
تمام شعرهايم را حفظ كرده بودم...
نقاشيهايم را به موقع مي كشيدم،
گريه نمي كردم و
ناخن هايم هميشه كوتاه بود
من هم كودك خوبي شدم...
يك جعبه،
از آن من شد...
...
پدرم،
مادرم،
من،
و
آخرين مهره ي پلاستيكي را
در بالا ترين نقطه قرار دادم
يعني خوشبختي..
و چه كودكانه به ساختاري زيبا از زندگي رسيده بودم
معصوميتم را در حجمي رنگارنگ و بدون زشتي استوار كرده بودم...
...
اما متزلزل
كه با نسيم باز شدن در
فرو ريخت...
آري فرو ريخت
گويي همه چيزمان فرو ريخت...
پدرم فرو ريخت
...
مادر مي گفت زشتي وجود ندارد...
و تنها ضعف انسانهاي بيچاره را زشتي مي نامند...
و چه بسيار بودند بيچارگان در اطراف ما...
و هنوز بعد از نوزده سال نتوانسته ام
مهره اي را بر روي مهره ي ديگر بند كنم
و ديگر ساختار زيبايي ام پيچيده و مبهم مي نماياند...
به راستی خوشبختی یعنی چه؟

راز خوشبختی
لبخند زدن به دیگران است
و آرام کردن آنها
وقتی که اندوهگینند
همان گونه که شمع
در اتاقی با دیوارهای سپید
بهتر می درخشد
خوشبختی ما نیز
وقتی از انعکاس لبخند دیگری
به ما می رسد
درخشان تر است
اویتا/پاول ویلسون
نمیدونم چی شد که تصمیم گرفتم در موردش بنویسم ولی وقتی نوشتم با خودم فکر کردم شاید یکی از دلایلش وجود سریال مثلا طنز عطاران یا مامور بدرقه باشه قضاوت با خودتون
نام: مهران مدیری
متولد 1340 در تهران.
دیپلم.
فعالیت هنری اش را از تئاتر آغاز کرد و در رادیو ادامه داد.
با نوروز 72 خوش درخشید و سپس در تمام برنامه های طنزی که خود کارگردانی و بازی کرد، موفق بود.
او در دومین مجموعه تلویزیونی که تنها به عنوان بازیگر حضور داشت - دردسر والدین - باز هم موفق بود!
/ فیلمهای سینمایی /
دیدار (محمدرضا هنرمند، فقط بازیگر، 1373)
توکیو، بدون توقف (سعید عالم زاده، فقط بازیگر، 1381)
دایره زنگی ( بازیگر 1387 )
همیشه پای یک زن در میان است ( بازیگر 1387 ) و ...
/ مجموعه های تلویزیونی /
نوروز 72 (جنگ تلویزیونی، داریوش کاردان، فقط بازیگر، 1371)
پرواز 57 (جنگ تلویزیونی، بازیگر، 1372)
ساعت خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1373)
سال خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1373)
نوروز 77 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1376)
جنگ 77 (مجری، کارگردان و بازیگر، 1377)
ببخشید شما؟ (جنگ تلویزیونی، کارگردان، مجری و بازیگر، 1378)
پلاک 14 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1378)
نود شب (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1379)
بررسی طنز در تلویزیون (مجری و کارگردان، 1379)
دردسر والدین (مجموعه، مسعود نوابی، فقط بازیگر، 80/1379)
پاورچین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1381 )
نقطه چین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1382 )
جایزه بزرگ ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
شب های برره ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
باغ مظفر ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1385 )
مرد هزار چهره (مجموعه بازیگر و کارگردان 1387) و ...
او قصد دارد بزودی اولین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کند.
واقعا طنز بدون او معنا ندارد اینطور نیست؟

گفتم که گشنه ام من گفتا غمت سر آید/ گفتم که پس شکم چی؟ گفت کارد اندر آید
گفتم ز خانواده رسم(1) غذا بیاموز/ گفتا ز نسل سوم این کار کمتر آید!!
گفتم که زن گرفتم، گفتا غلط نمودی!/ گفتم که پس شکم چی؟ گفتا جونت در آید!
گفتم طلاق می دم! گفتا زرشک جانا/گفتم حالا می بینی! گفت قافیه کم آمد؟
گفتم همه زن دارن این هم ز همسر ما/ گفتا همین است که هست!شرَت کم از سر ما!
گفتم برو حاضر شو محضر همین حوالیست/ گفتا تو پول داری؟ مهریه ام چه عالیست!
گفتم غلط نمودم، این تخم های مرغ کو؟/ گفت اندرون یخچال، املت می خوای یا نیمرو؟
تا صبح گفت و گفتم... تا شعر من سر آمد/ من از طلاق و او مهر! او سکه من “درآمد"
هر چند من ندادم او را طلاق لیکن/ با من نمود کاری تا جان ز تن در آمد...
گفتم ز مهر بخشان رسم وفا بیاموز/ گفتا گذاشتم اجرا، بابای تو در آید!
پ.ن:1 منظور برنامه ی خانواده است. ![]()
پ.ن:۲این هم از شعری که چندی پیش توی نظرات وبلاگ حرفهام قولش رو داده بودم. ![]()
باز هم لژیونرها و این بار نکونام توانست ۱ امتیاز بگیرد . جای مهدوی کیا و کریمی خالی ...


ایران ۱- عربستان۱

با آرزوی موفقیت برای تیم ملی جدید ![]()
صداي پاي رمضان كه در كوچه و خيابان ميپيچد، ناخودآگاه همه چيز رنگ و بوي تازهاي به خود ميگيرد.روز اول ماه رمضان پيش از اولين افطار چهره شهرهاي ايران كاملا صداي پاي رمضان را ميشنوند. از بوي آشرشته گرفته تا سنگك داغ سر كوچه. گرچه پيش از افطار، چهره شهرهاي بزرگ بهويژه تهران پايتخت هم ديدني است، شهر بخاطر ترافيك گرهاي ميخورد كه شايد گاهي اوقات آرزو كني، پيش از افطار ديگر در خيابان نباشي...
اما ماه رمضان جزو معدود زمانهايي است كه زندگي ماشيني مردم شهرهاي بزرگ را تحت تاثير قرار ميدهد، چرا كه خانوادههاي گرفتار، فرصت پيدا ميكنند كه سر يك سفره غذا بخورند و دور هم باشند، زماني كه صداي ربنا در كوچه و خيابان ميپيچد، روح و روان شما را به سوي يك فضاي روحاني ميكشاند. از طرفي شايد در طول سال خانوادهها كمتر به ديد و بازديد يكديگر بروند، اما رمضان فرصت خوبي است تا آنان افطار را در كنار هم باشند.
در اين ماه كوچه و خيابان ويژگيهاي خاص خود را دارد، صفهاي طولاني نان پيش از افطار و صف حليم و آشرشته و شلهزرد هم براي خود جذابيتهاي خاص دارد. از كودكيمان با اين ويژگيها آشنا بوديم و همچنان ادامه دارد، البته بايد بوي زولبيا و باميه تازه و روزه كله گنجشكي بچهها را هم اضافه كرد. پيرمردي ميگويد: دلم براي رمضانهاي دوران كودكيام تنگ شده است. آن روزها رمضان هم حال و هواي ديگري داشت. شهرها آنقدر شلوغ نشده بودند، همسايهها از حال همديگر باخبر بودند. اين مرد قديمي كه نزديك به 80 سال سن دارد ميگويد: متاسفانه تجملات و جنبههاي مادي وارد معنويات شده است، عدهاي با مشكلات مادي مواجهاند و عدهاي ديگر به سفرههاي افطار به ديد تجملات نگاه ميكنند و اين اصلا خوب نيست.
پاي صحبت قديميها كه بنشينيد، به خصوص پدربزرگها و مادربزرگها، خيليهايشان بر اين عقيدهاند كه دلمان براي آن زمان تنگ شده است و از اينكه در يك زندگي ماشيني غرق شدهايم، خستهايم.
مادرم ميگويد: آنزمانها، پس از افطار چادر گليام را سر ميكردم و با مامان بزرگ به مسجد محله ميرفتيم، آنزمانها، بايد تمامي اهل خانه، نماز را در مسجد ميخواندند، آنهم به صورت جماعت...
هنوز هم در شهرهاي ايران به خصوص شهرهاي كوچك هستند افرادي كه سحر از خواب بلند ميشوند و در تكتك خانهها را ميزنند تا كسي خواب نماند اما در شهرهاي بزرگ اين سنت به فراموشي سپرده شده است. اما حكايت بچهكوچولوها، هم خيلي جالب است، آنهايي كه ميخواهند اولين روزههاي خود را تجربه كنند و بابا، مامانها را متوجه كنند كه بزرگ شدهاند...
روزههاي كله گنجشكي آنان هم در نوع خود جالب توجه است، ضمن اينكه خيلي از آنان دور هم نشستن اقوام را در افطار بسيار دوست دارند چرا كه در كنار ديگر بچههاي فاميل به بازي ميپردازند و اين بهانهاي است براي اينكه گردهم جمع شوند...
بايد توجه داشته باشيم كه ماه رمضان ماه مهرباني است نه ماه خشم و ستيزهجويي، نبايد تنها چيزي نخوريم و بگوييم روزه گرفتهايم، بلكه بايد مراقب رفتارمان باشيم و آن را به كنترل خود درآوريم. ناخواسته در كوچه و بازار و سركار و خانه، دل كسي را نشكنيم، تندخويي نكنيم، محبت را هميشه همراهمان داشته باشيم، با روي گشاده با مردم رفتار كنيم. با رويي باز، ماه خدا را خوشآمد بگوييم و با مهرباني با يكديگر رفتار كنيم. سنتهايمان را پاس بداريم، حق و ناحق نكنيم و يكماه موازين شرعي و اسلامي را رعايت كنيم، تا شايد در اين يك ماه عادت كنيم كه در ديگر ماههاي سال هم، انسانگونه زندگي كنيم چرا كه ماه رمضان ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است، در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشوند. عبادت در يكي از شبهاي آن (شب قدر) بهتر از عبادت هزار ماه است.
ماه رمضان، ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است که بر همه ی مهمانان این ماه مبارک.
بزنگاه، مثل هيچكس، در حسرت و مأمور بدرقه؛ به ترتيب بعد از افطار
سريالهاي «بزنگاه»، «مثل هيچكس»، «در حسرت» و «مامور بدرقه» به ترتيب در ايام ماه مبارك رمضان به روي آنتن ميروند. اولين سريال مناسبتي كه روي آنتن خواهد رفت، سريال «بزنگاه» به كارگرداني «رضا عطاران» خواهد بود. اين سريال پس از لحظات ملكوتي اذان، ساعت 20:15 به روي آنتن خواهد رفت.
مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» در 26 قسمت 35 دقيقهاي به كارگرداني «رضا عطاران» براي پخش از شبكه سه سيما ساخته شده است.
پس از آن شبكه دو سيما سريال خود با نام «مثل هيچ كس» را روانه آنتن خواهد كرد. اين سريال هر شب ساعت 21:30 پخش خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني «مثل هيچكس» به كارگرداني «عبدالحسين برزيده» و تهيه كنندگي «محمد علي اسلامي» براي پخش از شبكه دو سيما ساخته ميشود. سريال «مثل هيچكس» كه پيش از اين «داداشي» نام داشت، در 30 قسمت 35 دقيقهاي شبهاي ماه رمضان از شبكه دو سيما پخش خواهد شد.
سريال «در حسرت» سومين سريال مناسبتي است كه شبكه يك سيما هرشب ساعت 22:15 روانه آنتن خواهد كرد. شبكه اول سيما در ماه رمضان ساعت اصلي پخش سريالهاي خود را به مجموعه مناسبتياش اختصاص داده است.
مجموعه تلويزيوني «در حسرت» را «سيروس مقدم» به تهيه كنندگي «مهران رسام» در قالبي ماورايي براي شبكه اول سيما كارگرداني ميكند.
اين سريال در 26 قسمت 30 دقيقهاي توليد ميشود و در شبهاي احياء نيز به روي آنتن نخواهد رفت.
آخرين سريالي كه در شبهاي ماه رمضان از تلويزيون پخش خواهد شد، سريال «مامور بدرقه» به كارگرداني «سعيد سلطاني» و تهيه كنندگي «اسماعيل عفيفه» است كه ساعت 23 از شبكه تهران پخش خواهد شد. اين سريال در 27 قسمت 35دقيقهاي ساخته و داستان آن درباره يك مامور نيروي انتظامي است که البته ساعت پخش در استانها هنوز مشخص نیست.
منبع: مجله ی خانواده سبز شماره ۲۰۸
امیدوارم همگی ماه خوبی را داشته باشیم ...
|
نام اين فيلم Body of Lies (مجموعه دروغها) هست و در ماه اکتبر ۱۹ مهر ماه اکران ميشه.

گلشیفته در این فیلم نقش دختری فلسطینی رو بازی میکنه که قبل از شروع کار با این مجموعه از اونها خواسته که با شرایط خاصی او رو قبول کنند که در تمام صحنه های فیلم با حجاب کامل و در صحنه های خاص با کلاه گیس کار خواهد کرد که مورد قبول واقع شده. لئوناردو در فيلم نقش يك مامور CIA را بازي مي کند به نام Roger ferris. او يك روزنامه نگار است كه از طرف CIA و به خرج CIA مأمور ميشود رئيس گروه القاعده را در اردن دستگير کند.راسل كرو نيز ايفاگر نقش رئيس CIA به نام Ed hoffman است. اد هافمن (کرو) رئيس سازمان سيا با همکاري دستيارش راجر فريس (دي کاپريو)، با طرح يک نقشه دروغين که بمب گذار القاعده با امريکائيها تباني ميکند, قصد فريب رهبر القاعده را دارند. قسمتي از اين فيلم در مراکش فيلمبرداري ميشود. يک چهارم فيلم برداري اين فيلم در مراکش صورت گرفته و مقداري هم در آتلانتيک.اینهم تصاویری از لئوناردو در این فیلم...


شنيده شده که گلشيفه فراهاني به خاطر بازي در اين فيلم و همچنین دعوت برای مراسم فرش قرمز از طرف وزارت ارشاد ممنوعالخروج شده. ولی هنوز خبر قطعی نیست چون به نظر میرسه وزارت ارشاد نمیتونه همچین کاری بکنه و اصلا همچین اختیاری نداره فقط میتونه ممنوع الکار بکنه البته خدای نکرده. به هر حال خیلی خوشحالیم که نماینده ی نسل جوان کشورمون با پشتکارش و علاقه و استعدادش تونسته تا این حد رشد کنه براش آرزوی موفقیت میکنیم.


بالاخره یکی از خوشرنگ ترین مدالهای المپیک نصیب کاروان ۵۵ نفره ی ما هم شد در المپیک ۲۰۰۸ پکن به همه تبریک میگیم امیدواریم باز هم از این قهرمانی ها داشته باشیم.
قهرمانی هادی ساعی مبارک ![]()


