تبليغاتX
تـــرنـــم
استفاده از بازیگران در فیلم تبلیغاتی احمدی‌نژاد؟!
سلام به همه بعد از چند مدتی که نبودم تصمیم گرفتم یکم سیاسی بازی در بیارم در این هفته آخر تبلبغات انتخابات ما ترنمی ها طرفدار صداقت و اعتدالیم و جز رای سبز رای دیگری نداریم. حالا بعد از این مدت که نامزدها دارن تبلیغات میکنند و مستند هایی از زندگی سیاسی خودشون پخش میکنند بعضی ها هم سوتی های جالبی میدن از جمله احمدی نژاد معروف. به مطلب زیر توجه کنید.

به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب، این دو بازیگر، به نام‌های «اکبر بنایی» و «اسماعیل آذربخت»، از بازیگران سیمای مرکز هرمزگان هستند که توسط جواد شمقدری برای بازی در فیلم تبلیغاتی احمدی‌نژاد استخدام شده بودند.

گفتنی است در صحنه‌ای از فیلم تبلیغاتی احمدی‌نژاد، دو جوان بندرعباسی سوار بر موتورسیکلت، اتومبیل حامل احمدی‌نژاد را دنبال می‌کنند و سخنانی در تأیید عملکرد احمدی‌نژاد و دولت نهم بر زبان می‌آورند. کارگردان، در ادامه تصویر احمدی‌نژاد را که در اتومبیلی نشسته، به گونه‌ای در حال لبخند زدن و دست تکان دادن تدوین کرده است که به نظر می‌رسد این حرکت او در پاسخ به ابراز احساسات دو جوان موتورسوار باشد.

اما نکته‌ای که بلافاصله پس از نمایش فیلم مشخص شد این است که این دو جوان از بازیگران صدا و سیمای مرکز بندرعباس هستند.

«اسماعیل آذربخت» یکی از این دو بازیگر در دو مجموعه تلویزیونی «شو بندر» و «شو وا شو» ایفای نقش کرده که از زمان افشا شدن بازی در فیلم انتخاباتی احمدی‌نژاد، تلفن همراه خود را خاموش کرده است.

+ترنم شده دوشنبه 1388/03/11ساعت10:38 قبل از ظهرتوسط مدیر ترنم |
بهاران خجسته باد ...

بهار ازراه می رسد ، با تمام زیبائی ها یش .ونسیم بهاری طبیعت را برای  دگرگونی فرا میخواند.
آنگاه زمین مستانه از خواب زمستانی برمیخیزدو لباس از تن برمی کند تا زیر آفتاب  نرمتاب بهاری  خود را به هزاران گل و سبزه آراسته کند.

 

گر یك كمی آن طرف‌تر بایستید او هم مي‌تواند نفس بكشد. زمین را مي‌گویم كه دارد زنده مي‌شود و این زنده شدن دوباره زمین همه ما ایرانی‌ها را زنده مي‌كند. آنقدر زنده كه به جشن و سرور مي‌پردازیم. آنقدر زنده كه برای این بیداری زمین، لباس نو مي‌پوشیم و نقل و شیرینی به هم تعارف مي‌كنیم و به نوعی تا 13 روز كار و زندگی را تعطیل كرده و به این زیبایی‌ها لبخند مي‌زنیم. البته حیوانات را هم از یاد نبرده و از سالیان دراز هر سال را به نام یكی از این موجودات خدا نامگذاری كردیم. هر خانواده به سلیقه خودش روی میز یا روی سفره ترمه‌ هفت‌سين علم مي‌كند و با سبزه، سكه، سیر، سماق، سمنو، سیب و سنجد به نوعی خوشبختی را به خانه اش دعوت مي‌كند، البته قرآن و آینه كه جای خودش را دارد. موقع تحویل سال نو هم، هركس بر اساس رسم و رسوم یا عقیده‌اي كه جایی مي‌‌رود یا كاری دارد! یكی می‌گويد باید بخندی تا تمام سال خوشحال باشی،حرف‌هاي ما هنوز ناتمام تا نگاه مي‌كني وقت رفتن است.

وقتي به گذشته نگاه مي‌كنيم، سال‌هاي رفته چون لحظاتي زودگذر از مقابل چشمان‌مان عبور مي‌كند. شايد تلخ و شايد شيرين.

اما نگاه انسان‌هاي موفق به روزهايي است كه موجي از طراوت و تازگي را برايشان به همراه دارد. چرا كه تا چشم بر هم مي‌زني به پايان خط رسيده‌اي.

و ناگهان، چقدر زود دير مي‌شود.

بهار شورانگيز با همه زيبايي‌ها و سخاوتش از راه رسيده است. روزگار جواني و نشاط و سرمستي است و هنگامه رفتن به سوي دشتي پر از گل‌هاي زيباي زندگي و نشستن در كنار جويباري كه گذر عمر است.

بر لب جوي نشين و گذر عمر ببين

كاين بشارت زجهان گذران، ما را بس

پنجره‌ي دل‌مان را به سوي بهار زيبا بگشاييم و در غوغاي جواني روزگار و حيات گل‌هاي رنگارنگ به شادي بپردازيم.

درخت غنچه بر آورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و ياران به عيش بنشستند.

امروز همان روزگاريست كه منتظرش بوديم.

ديرگاهيست كه چشم براه بهار بوده‌ايم، تا امروز شاهد گل كردن باغچه دلمان باشيم.

زمين و زمان، چون بهشت، پرگل و زيبا و دلرباست. ما نيز بهشتي شويم.

بايد در اين وانفسا، حقيقت زندگي را جستجو كنيم كه بزرگان گفته‌اند:

در زندگي، حقيقتي بالاتر از اين وجود ندارد كه انسان مي‌تواند با تلاش و كوشش زندگي خويش را بسازد و پر بار كند. يعني با نيروي اراده و همت مي‌تواند كارها و برنامه‌هاي خودش را سر و سامان دهد. مشروط بر اينكه با انگيزه و چهره‌اي مصمم و شاد، وارد قصه زندگي شود.

و آخر اينكه آرزوي ما براي شما اين است.

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهرياري برقرار و بردوام

سال خرم، فال نيكو، مال وافر، حال خوش

اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام

شاد و سربلند باشيد

حاجی فیروز

خرید شب عید

خرید میوه شب عید

خرید ماهی شب عید

خرید سبزه شب عید

تزئینات سفره هفت سین

+ترنم شده پنجشنبه 1387/12/29ساعت5:26 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
یک سالگی ترنم

یک سال پیش در چنین روزی وبلاگمون متولد شد. دلیل اولیه ایجاد این وبلاگ نوشتن مطالب مفید و روانشناسانه بود، اما حالا با گذشت یک سال از آن زمان دلایل دیگری برای ادامه آن داریم که از اساس با دلایل اولیه مغایر است.

برای نوشتن هر پست وبلاگ روند خاصی داریم: هر چند وقت یک بار پشت کامپیوتر می نشینیم، به قسمت ناشناخته ی دریای روحمان نگاه می کنیم و جزایری در آن می بینیم ... موضوع هایی که برای مان مبهمند و هنوز کشفشان نکرده ایم، بعد سوار قایقی به نام کلمه می شویم و قایق را به سوی نزدیک ترین جزیره هدایت می کنیم. در راه گرفتار توفان و گرداب های بیشماری می شویم ولی به پارو زدن ادامه می دهیم، دیگر جزیره ی مورد نظر را نمی بینیم اما به ماجراجویی در بخش ناشناخته ی روح ادامه می دهیم. گاهی به بازگشت فکر می کنیم، اما ادامه می دهیم ( هر چند در بعضی موارد واقعا بازگشتیم). سرانجام جزیره ای بس زیبا تر و بزرگ تر از جزیره ی مورد نظر را در افق می بینیم و قایق را در کنار ساحل آن متوقف می کنیم. نمی دانیم چرا جریان آب مارا به سمت جزیره ی خاصی می کشاند و نه به سمت جزیره ای که قصدش را کرده بودیم؛ انگار قلم به دست ما نیست، انگار قایق ناخدایی غیر از ما دارد. مطلب را بعد از چند بار ویرایش منتشر می کنیم. از آن لحظه به بعد دیگر انسانی نیستیم که در جزیره ای ناشناخته گم شده باشد؛ وقتی می بینیم دیگران مطلب را فهمیده اند، خودمان هم نوشته ی خود را بهتر می فهمیم، خود را از راه دیگران بهتر می شناسیم، و بعد از هر مطلب، بیشتر رشد می کنیم، بیشتر به بلوغ روانی نزدیک می شویم و بیشتر یاد می گیریم.

از تمامی دوستان عزیزی که در طول این یک سال با کامنت های زیبایشان به بهتر شدن این وبلاگ کمک کرده اند و به ما دلگرمی داده اند و در رشد آن سهیم بودند، کمال تشکر را داریم. خصوصا از دوست عزیزمون خانم عجم ( آی کیوی همیشگی ) که برای قالبمون بهشون زحمت دادیم. از آقای صفایی که هیچ وقت حمایت های اول کار وبلاگ رو ازمون دریغ نکردند و به بهتر شدن وبلاگ با کامنت هاشون کمک کردند و به سوال های بیشمارمون در روزهای اول راه اندازی وبلاگ پاسخ دادند و همچنین از تمام دوستان عزیزمون که بعد ها باهشون آشنا شدیم که البته هم خاطرات تلخ و هم شیرین رو برامون رغم زدند.

خلاصه که یک سال بزرگ شدیم با تمام کاستی هایی که بود امیدواریم از این به بعد بیشتر بتونیم مفید باشیم.

 

+ترنم شده چهارشنبه 1387/11/23ساعت5:29 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
پرونده یک سریال موفق تلویزیونی: گمشده LOST
سلام به همه ی دوستان عزیز می بینم که امتحانهایم دیگه روزای آخرش رو داره سپری می کنه. امیدوارم همگی موفق باشید.  امروز براتون یک سریال بینهایت زیبا،اسرار آمیز و مهیج ( lost / گمشده) را می خوام معرفی کنم.بد نیست توی فرصتی که بعد امتحانا داریم یکی از استراحتامون دیدن این سریال باشه. پس بدون معطلی برید به ادامه داستان ...

  

ادامه داستان
+ترنم شده یکشنبه 1387/11/06ساعت11:10 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
عوضعلی کردان بر کنار شد...

سلام به همه ی دوستان

اگه یادتون باشه توی ماه مرداد یکم در مورد آقای کردان صحبت کرده بودم ولی چون نمیخواستم وارد سیاست بشم بی خیال شدم ولی واقعا دیگه الان نمیشه  

 آقای کردان وزیر کشور با وقاحت تمام بر کنار شد

وزیر کشور دولت نهم عوضعلی کردان امروز سه شنبه در جلسه استیضاح با رای 188 موافق و 45 رای مخالف و 14رای ممتنع از سوی نمایندگان مجلس هشتم از مقام وزارت عزل شد. 

طرح استیضاح وزیر کشور که یکشنبه گذشته با امضاء 28 نماینده در مجلس اعلام وصول شده بود، با اکثریت آرا نمایندگان مجلس هشتم به امضاء نهایی رسید و علی کردان از سمت خود بر کنار شد. 

اینم مدرک آقای متقلب که گفتم ۱۱ تا غلط املایی داره

 

خدا رو شکر هنوز کسایی توی مجلس هستند که بتونند کاری بکنند. واقعا خدا رو شکر   

وبلاگ زیر هم یه سری بزنید مطلب جالبی در مورد کردان نوشته.

http://www.sar-ab.blogfa.com/post-32.aspx

+ترنم شده سه شنبه 1387/08/14ساعت5:35 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
درباره الي رسما توقيف شد!
سلام به دوستان عزیز

از اینکه چند وقتی به سینما روی آوردم معذرت میخوام ولی همتون کم و بیش اهل فیلم و سینما هستید حالا چه وقت کنید برید سینما و چه با خرید فیلم ها به صورت سی دی یا دی وی دی  مسئله ی دیگه که باید عذر خواهی کنم اینکه همش در مورد گلشیفته فراهانی است  و حتما این مسئله شما رو عصبانی میکنه من واقعا معذرت میخوام ولی نمیتونم دلیلی قانع کننده براتون بیارم  ببخشید  

حالا اگه دوست داشتید بخونید...  

درباره الي رسما توقيف شد!

اين جمله اي است كه تمام عاشقان سينما، منتظر شنيدنش هستند و با كابوس آن، دست و پنجه نرم مي كنند!

با شرايط موجود و جنجال هاي شديد پيرامون گلشيفته فراهاني و جدايي مقطعي او از سينماي ايران، سيمرغ بهترين فيلم و حضور در باشگاه ميلياردي ها، براي درباره الي، بسيار محتمل است. عطش ديدن آخرين فيلم و يادگاري گلشيفته فراهاني هاليوودي، در سينماي ايران!

اتفاقی که برای گلشیفته فراهاني افتاد و مسیری که انتخاب کرد، هر چند خودش را به حضور در اثر بسیار موفق و قدرتمندی همچون مجموعه دروغ ها رساند، اما یکی از چالش برانگیز ترین فیلم های امسال را به برزخ سختی برده است! فیلم جدیدی اصغر فرهادی حالتی شبیه سنتوری دارد و دیدنش بسیار کنجکاوی برانگیز است و در واقع می توان آن را پر امید ترین فیلم سال دانست اما چرا اینقدر این فیلم کنجکاوی بر انگیز است :۱- حضور نامی به نام اصغر فرهادی پس از کاگردانی اثر بسیار درخشانی همچون چهارشنبه سوری و شهر زیبا ۲- حضور توامان دو تن از محبوب ترین و درخشان ترین بازگران سینمای ایران در کنار هم(گلشيفته فراهاني و ترانه عليدوستي). خیلی از جوان هایی که به اعتبار خانواده اشان، در این سینما سر و صدا كرده اند، خیلی سعی دارند تا خود را کنار این دو قرار دهند. اما به واقع قدرت بازیگری این دو چیز دیگری است. حال حضور این دو چهره ي در خشان در کنار يكديگر، به شدت مخاطب را کنجکاو دیدن اين فیلم مي كند. ۳- حضور بازیگران مستعدی مثل شهاب حسینی - مریلا زارعی (که توان بازیگری اش به تازگی در حال کشف است!) و صابر ابر،در کنار این دو ستاره، جمع بازیگران جالبی را تشکیل می دهد. همچنین بازی يك كارگردان(مانی حقیقی) در فيلم يكي از رفقها و همكارانش(اصغر فرهادي)، نكته ي جالب ديگر اين فيلم است. ۴- داستانی که به عنوان یکی از بهترین و جدیدترین داستانهای سینمای ایران از آن یاد می شود؛ خیلی از جزییات داستان را نمی توانیم لو بدهیم.... اما فقط همين را بايد بگوييم كه درباره الی، ارزش بیش از یکبار دیدن را خواهد داشت. ۵- اما چالش برانگیزترین قسمت، مربوط به همین جاست : حضور گلشیفته فراهانی؛ مطرح ترین بازیگر این روزهای سینمای ایران. بازیگری كه پس از درخشش های پی در پی و حضور در کنار مطرح ترین کارگردانان این سالها، به اصغر فرهادی رسید. اما با توجه به اتفاقاتی که از آن خبر داریم، این فیلم را می توانیم آخرین حضور گلشیفته فراهاني بر روی پرده های سینمای ایران(حداقل در مقطع فعلی) بدانيم و با توجه به کسب محبوبیت فوق العاده در این روزها، خیلی ها شوق و عطش دیدن این فیلم را دارند. به همین دلیل می گویيم فیلم درباره الی شرایطی شبیه به سنتوری دارد. در آن زمان هم از آنجايي كه نمايش سنتوري پس از نمايش ميم مثل مادر و محبوبيت شديد گلشيفته فراهاني بود، همه براي ديدن همكاري او اينبار با يكي ديگر از كارگردانان مطرح سينماي ايران، اشتياق و عطش بالايي داشتند. از همين رو، شرایط اين دو فيلم، کاملا شبیه است.

گلشیفته فراهانی در یک تصمیم ناگهانی، با حضور بدون حجاب در آمریکا و اعلام مهاجرت و انتقاد از برخی دستگاه ها در ایران، این فیلم را به برزخی ناخواسته برده و سکوتی در بین طرفداران سینما بوجود آمده که بیشتر به آرامش پیش از طوفان شبیه است! یعنی همه منتظرند که ببینند چه می شود. اما اگر به واقع بخواهیم وضعیت را تحلیل کنیم، ابتدا باید با دید بدبینی شروع کنیم :

گلشیفته بدون حجاب در مقابل دوربین های آمریکایی حاضر شده، شدیدا از حکومت ایران انتقاد کرده، اعلام مهاجرت به آمريكا کرده و روزنامه هایی از جنس کیهان و سایتهایی از جنس رجا نیوز را به واکنش وا داشته و عده ای خواستار ممنوع التصویر شدن او شده اند. در این شرایط و با توجه به معاونت سینمايی محتاطی که در ارشاد هست و حتی جرات اکران آثار اندکی "مشکل دار" را هم ندارد، می توان توقیف فیلم را قطعی دانست و از همین جا منتظر سی دی های قاچاق فیلم بود! این جا است که عده ای به مصاحبه ي اخیر محمود اربابی با مجله فیلم اشاره می کنند، که از وی درباره ي چگونگي نمايش آثاري که برخي بازيگران ممنوع التصوير در آنها حضور دارند، سوال شده بود و وی پاسخ داد :ما بازیگران را تنبیه می کنیم.... نه تهیه کننده را! اینجاست که می توانیم بگوییم که درباره الی مشکلی برای نمایش ندارد. اما بخش بعدی صحبت های اربابی جالب تر است. از او سوال می شود كه پس چرا سفر به هیدالو با بازی زهرا امیر ابراهیمی توقیف شد؟ و جواب جالب است: اين جزو موارد استثنا و خارج از قدرت ما بود و حکم از طرف دستگاه قضایی آمد! پس باز هم به سراغ بدبینی می رویم؛ در قضیه ممنوع الخروجی گلشیفته، گفتیم كه وزارت ارشاد هیچ بازیگری را ممنوع الخروج نمی کند، مگر اینکه دستگاههای اطلاعاتی و قضایی دخالت کنند! و به طرز جالبی این اتفاق نيز افتاده بود! حال چه مدركي داریم که ادعا كنيم همچون فيلم سفر به هیدالو، حکمی از جانب وزارت اطلاعات(که گلشیفته از سوی آنجا بازجویی شده است!!) نمي آيد که فیلم اکران نشود؟!! این اتفاق با توجه به صحبت های گلشیفته علیه وزارت اطلاعات، احتمال وقوعش بسیار زیاد است و می توانیم بگوییم که تا قبل از حضور گلشیفته در نیویرک، احتمال اکران این فیلم بسیار زیاد بود و حال بسیار کم است.

خب تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که اين فیلم ۹۰درصد توقیف است. اما قضایا به این سادیگیها نیست و دستان دست اندرکاران درباره الی، چندان هم خالی نیست. اگر به عوامل درباره الی بنگرید، عوامل عادی هستند و تهیه کننده هم خود اصغر فرهادی است. اما این فیلم نام بزرگی به نام سرمایه گذار دارد:سید محمود رضوی؛ مدیر موسسه فرهنگی هنری مهر. این نامی است که باعث شده این روزها گروه درباره الی، با آرامش به آماده سازی پروژه مشغول باشند. اما این نام کیست؟ سید محمود رضوی از چهره های پر نفوذ فرهنگی و اقتصادی است. فردی که ارتباط گسترده ای با چهره های مذهبی و نهاد های حکومتی دارد و با توجه به نفوذ زياد او، عده ای معتقدند که درباره الی به سادگی، هم در جشنواره حضور خواهد داشت و هم به اکران عمومی در می آید. خب حالا از یک فضای تاریک، به یک فضای روشن رسیدیم و تا اینجا می توان ۸۰ درصد، احتمال اکران این فیلم را داد.

اما نکته مهم تر اینجاست که برای وزارت ارشاد، نام ها و نفوذشان مهم هستند، اما نه آنقدرها که خبری از مافیا و قدرت پنهانی باشد. نمونه ي عینی اش، فردی به نام سید جمال ساداتیان است که یکی از پر نفوذ ترین تهیه کنندگان کشور است. اگر توقیف به رنگ ارغوان را به دخالت وزارت اطلاعات ربط بدهیم، اما مشکلات دایره زنگی در جشنواره ي قبل را به چه چيزي ربط بدهیم؟! سید جمال ساداتیان پس از تمام این حاشیه ها، تنها توانست فیلم را با ممیزی به اکران عمومی برساند. نکته ي مهم اینجاست که از زماني که وزارت ارشاد مرغش یک پا دارد، ديگر حتي اگر رییس جمهور هم تهیه کننده باشد، اندکی مشکل را با ارشاد خواهد داشت!! معمولا هم اگر حاشیه در اطراف يك فیلم ایجاد شود، ارشاد هم اندکی در دادن مجوز به آن فیلم تعلل می کند. همینجا و با توجه به مسایل مطرح شده، شاید دست اندرکاران فیلم برای جلوگیری از حاشیه ها، قید حضور فیلم را در جشنواره بزنند و مستقیما خود را مهیاي اکران نوروزی کنند. احتمال این اتفاق با توجه به درگیری پارسال اصغر فرهادی بر سر دایره زنگی با مسولان جشنواره، بسیار زیاد است و از همين رو، احتمال حضور این فیلم در جشنواره حدو ۵۰ درصد است. که خب؛ اين موضوع چندان مهم نیست و مهم تر اکران عمومي شدن فیلم است. تا اینجا حالت بینابینی داریم. یعنی احتمال اکران فیلم هم حدودا ۵۰ درصد است.

حال آیا اصلا گلشیفته فراهاني ممنوع التصویر شده یا ممنوع الکار؟ احتمال اينكه دومي درست باشد، بیشتر است. گمان نکنید كه ما در جلسات معاونت سینمایی استراق سمع کرده ایم! خیر. دلیل واضح این است که پس از تمام حاشیه های بوجود آمده، فیلم های دیوار و همیشه پای یک زن در میان است با بازی گلشیفته فراهانی، در تعدادي سينما، همچنان در حال اکران عمومی هستند. پس می توان به ممنوع التصویر نشدن گلشیفته امیدوار بود. هر چند وزارت ارشاد دولت نهم هیچ حساب و کتابی ندارد!! نكته ي ديگر اينجاست كه تجربه ي سنتوري نشان داده كه اگر مردم فيلمي را بخواهند و مسئولان جلوي آن را بگيرند، آن فيلم به سرعت وارد بازار قاچاق خواهد شد و تبعات وحشتناكي براي مسئولان خواهد داشت. از جمله ضررهاي مالي، انگ هاي فرهنگي و نفرت در بين مردم. اتفاقي كه به شدت براي سنتوري رخ داد. حال همه مي دانند كه مردم با شرايط موجود، براي ديدن آخرين فيلم گلشيفته فراهاني و آن هم به كارگرداني اصغر فرهادي، عطش فراواني دارند و جلوگيري از نمايش اين فيلم، مساوي با ورود سريع آن به شبكه ي قاچاق و پخش در بين ميليونها نفر و رسوايي دوباره ي مسئولين ارشاد خواهد بود! يعني نه تنها مسئولان به خواسته اشان نمي رسند و مردم فيلم را حتي در ابعاد وسيع تري مي بينند، بلكه ضررهاي فرهنگي و مالي فراواني نيز نصيبشان خواهد شد. پس بهتر است كه بگذارند فيلم بي دردسر اكران شود!پس تا اینجا حدود 70-75 درصد می توان به اکران فیلم امیدوار بود

اگر احتمال اینکه این فیلم مشکل محتوا و ممیزی داشته باشد را در نظر بگیریم و ۱۰درصدی که برای همه فیلم ها احتمال توقیف وجود دارد را حساب كنيم، در پایان بحث به این نتیجه می رسیم که در این لحظه احتمال اکران فیلم چیزی حدود60-65 درصد است و طرفداران گلشیفته فراهاني، بايد فقط امیدوار باشند تا مشکل ناخوسته ای برای اين فیلم ایجاد نشود.

+ترنم شده جمعه 1387/07/26ساعت3:26 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
خاک ناآشنا ...

سلام به دوستان عزیز

حتما با خودتون میگید چه خبر شده که اینقدر تند تند آپ میکنم اونم همش در مورد گلشیفته فراهانی راستش باید بگم من خیلی در مورد مطالبی که میخوام توی وبلاگ بزارم فکر میکنم ولی نمیدونم چی شده در این یه مورد خاص ذهنم اصلا کار نمیکنه راستش بهت زده شدم نه برای خبرهای رنگارنگی که از گلشیفته میرسه در مورد سوالهایی که در ذهن دارم و هیچکس نمیتون جوابی براش پیدا کنه.  

ولی راستش با خوندن مطلب زیر یکم آروم شدم چرا نمیدونم ولی احساسی که بعد از خوندنش بهم دست داد باعث شد آروم تر از قبل بشم و با فکر باز تری به قضیه نگاه کنم. به نظرم نوشته ی زیر عالی...

حضور قابل توجه یک بازیگر زن ایرانی در فیلمی هالیوودی، بیش از آن که قابلیت نگاه بدبینانه داشته باشد، می تواند اتفاق مثبتی قلمداد شود. همان گونه که فوتبال ایران توانست لژیونر داشته باشد و همین پاساژ ارتباطی باعث تاثیرات کیفی محسوسی بر فوتبال ما شد. شایعه ممنوع الخروج شدن گلشیفته فراهانی به این دلیل، نهایتا یک بد اخلاقی ژورنالیستی بود و در عمل نیز تکذیب شد. تا این جا و در همه جنبه های مرتبط با یک بازیگر، خطایی رخ نداده است و این حق حرفه ای هر هنرمندی‌ست. اما خروج او و نحوه حضور در مراسم افتتاحیه فیلم و گفت و گویش با مطبوعات آمریکا، می تواند مناقشه برانگیز باشد. از جمله حضور بی حجاب در برابر دوربین‌ها و انصراف عملی از حضور در سینمای ایران. در توان استدلالی این یادداشت نیست که وارد مقوله بی‌حجابی و حرمت های شرعی و قانونی آن شود. کما این که مسبوق به موارد مشابه، بی حجابی در خارج از جمهوری اسلامی ایران، جرم قانونی به شمار نمی‌آید و مباحث شرعی آن هم فردی محسوب می‌شود. مثل برخی نام‌ها که تصاویر بی‌حجابی‌شان به رسانه‌ها راه یافتند و بازگشتند و بدون منع قانونی یا محدودیت حرفه‌ای در کشور فعالیت دارند. هر چند آن ها نیز با نیم نگاهی به حریم های قانونی کشورشان، ترجیح داده اند که لباس های پوشیده‌تری انتخاب کنند. این ها الزاما می تواند به دلیل گناه هم نباشد. کما این که مردان نماینده‌ی ایران در محفلی خارج از کشور، کراوات نمی بندند. که نه گناه دارد و نه منع قانونی. آن هایی هم که از کراوات استفاده کرده‌اند، با هیچ مشکلی روبرو نشده‌اند. گل شیفته فراهانی می‌توانست با آینده‌نگری بیش تری رفتار کند و علاوه بر حقوق فردی خود، به "بازیگری از ایران" بودن خود هم فکر می‌کرد؛ به ویژه زمانی که با دیلی تلگراف گفت و گو کرد و شبیه کسانی حرف زد که از قفسی گریخته‌اند. ممکن است اجباری بودن رعایت حجاب برای برخی دشوار باشد و معترض باشند، اما گله بردن به خانه‌ی همسایه (حتی اگر دشمن نباشد) برازنده‌ی ملتی نیست که به وطن دوستی شهره‌اند. او قصد اقامت در آمریکا را دارد و گمان می برد که آینده درخشانی در هالیوود خواهد داشت. خوش بین نیستم که چنین اتفاقی رخ خواهد داد و گمان مي برم كه خانم بازیگر جوان تحت تاثير اتمسفر ذهنی خود و فضاي رسانه‌ای غرب قرار گرفته است. کافی ست به گذشته نگاه کنیم و ببینیم کدام هنرمند مهاجری توانست به منزلتی بیش از آن چه در ایران داشت برسد؟ امیر نادری؟ سوسن تسلیمی؟ محسن مخملباف؟ پشت کردن به وطن خسارت دو سویه دارد. نه در زمین غریبه بهشتی برای شان بر پاست و نه در سرزمین مادری شان آغوشی برای بخشش. ضمن این که انگار آن ها هنر خود را از مرز و بوم خود دریغ کرده اند. مردم ایران هنرمندان خود را دوست دارند و اگر برای آثار بدشان غر بزنند، اما دوست شان دارند و منتظر باقی می مانند. نمونه دست به نقدش ابراهیم حاتمی کیاست که به رغم برخی ضعف‌هایش، هم چنان محبوب است و آثارش را با اشتیاق دنبال می‌کنیم. اما بر مخملباف چه گذشت؟ کسانی که برای دیدن فیلم‌هایش صف می‌کشیدند و شیشه‌ی سینما می‌شکست، الان پی گیر کارهایش در آن سوی آب و خاک نیز هستند؟ ای کاش کسی به گل شیفته می گفت که بی جهت شیفته‌ی زرق و برق‌های کوتاه مدت فعلی نشود. جایی برای او در بدنه‌ی سینمای آمریکا نیست. نمونه دم دست، شهره آغداشلوست. بازیگری که اگر در ایران بود، جایگاهی به مراتب شایسته تر از این حرف‌ها  داشت. در آن جا راه و رسم کام جویانه از غریبه‌ها برقرار است. در همه‌ی زمینه‌ها. بیش‌ترین آغوش باز و لبخند را نثار معترضان سیاسی می کنند. اما کام شان را که گرفتند، چنان کنارشان می‌گذارند که انگار سیگاری تمام شده است و  آن را در جاسیگاری روی میز خاموش می کنند. گل شیفته بازیگر درجه یک سینمای ایران است و کاش بشود که کارهای اخیرش را به حساب جوانی گذاشت و قبل از آن که زیاد دیر شود، به سینمایی بازگردد که برای بازی‌هایش دست می زنند؛ از ته دل و با غرور ایرانی.

منبع:سایت رسمی مصطفی جلالی فخر(تخته خاکستری)

+ترنم شده دوشنبه 1387/07/22ساعت3:45 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
گلی رفت ولی آیا برای همیشه؟؟؟؟
دوست دارم گلشيفته پيشرفت كند. ولي اين را هم دوست دارم كه او را در همان توليدات نيم بند سينماي خودمان هم ببينم. چون سينماي ايران بدون او، لااقلش براي نسل ما كه بيش از نيمي از خاطرات سينماييمان با او گره خورده، غير ممكن و تحمل ناپذير است. فقط مي توانم از اين روز به بعد سكوت كنم و آرزو كنم كه همه چيز آنطور پيش برود كه به صلاح است و ما اين گوهر سينمايمان را مجددا در وطن ببينيم. همان آثار سطحي سينمايمان، با حضور او رنگي ديگر دارد. هاليوود هم براي ماندن "دائمي"، جاي خوبي نيست و فقط براي حضور گه گاهي در آثار ارزشمندش مناسب است. گلشيفته هم همين حضور دو جانبه را ميخواست، ولي نگذاشتند. به همين دليل او بر سر دوراهي قرار گرفته و زمان بازگشتش را هم در هاله اي از ابهام قرار داده است! فقط مي توانيم به آينده اميدوار باشيم.

به اميد روزهايي كه در اين وب،پيرامون خبر موفقيت هاي او(چه در ايران و چه در هاليوود) و يا خبر بازگشتش به ايران باشد. به اميد آن روز....

اینهم عکسهای مراسم فرش قرمزفیلم

  عيب رندان مکن ای زاهد پاکيزه سرشت
                                 که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

  من اگر خوبم و گر بد- تو برو خود را باش
                                هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

گزارش صداي آمريكا از نخستين روز اكران جديدترين فيلم گل‌شيفته فراهاني / گلشيفته با هوشياري از سياست دوري مي كند :

سرانجام سينماي ايران مرزهاي جنسيتي را شكست و در عالي‌ترين سطح توانست افزون بر معرفي كارگرداناني بين‌المللي چون عباس كيارستمي، محسن مخملباف، حسين پناهي و ... هنرپيشگاني بين‌المللي – چه زن و چه مرد – را به جهانيان معرفي كند. گل‌شيفته با درخششي قابل قبول در تازه‌ترين فيلم استاد كهنه‌كار سينماي هاليوود – رايدلي اسكات – نشان داد كه به درستي زيبنده‌ي عنوان برترين هنرپيشه زن حال حاضر سينماي ايران است.

امشب، وقتي لونا شاد از بهنام ناطقي با حيرت پرسيد كه چگونه خانم فراهاني جسارت به خرج داده و در فرش قرمز نيويورك بدون حجاب در برابر دوربين كنجكاو خبرنگاران حاضر شده است؟ ناطقي به درستي پاسخ داد: اتفاقاً اگر با حجاب ظاهر مي‌شد، كار دشوارتري انجام مي‌داد و بيشتر جلب توجه مي‌كرد! (هرچند او با آن لباس مشكي و سورمه‌اي و چشمان نافذش به خوبي توانست تمامي نگاه‌ها را به خود جلب كند!) ناطقي گفت: پيش‌تر در گفتگويي با خانم شيرين عبادي نيز همين مفهوم را از او شنيده است.

گل‌شيفته در اين برنامه و در پاسخ به خبرنگاري كه در باره فيلم و احساسش در مورد نقشي كه برعهده داشته، سؤال كرده بود، به زبان انگليسي و با تسلط و طنازي معصومانه‌اي پاسخ داد: اين فيلم مي‌خواهد بگويد كه نه شرق از غرب خبر دارد و نه غرب از شرق و مسلمانان! و تا وقتي اين شناخت بدست نيايد، آرامش برقرار نخواهد شد و سؤتفاهمات برجا خواهد ماند.

بهنام ناطقي، بخصوص به صحنه‌اي از فيلم اشاره مي‌كند كه ياران بن‌لادن با كمك گرد و خاكي كه ايجاد مي‌كنند، عملاً تمامي تكنولوژي سوپر پيشرفته ارتش آمريكا را فلج كرده و به راحتي همراه با گروگان‌ها (گل شيفته و دي‌كاپريو) از مهلكه مي‌گريزند!

جالب اينكه گل‌شيفته‌ي فراهاني حاضر به گفتگوي مستقيم با صداي آمريكا نشد و گويا به قول لونا شاد: گفتگو با صداي آمريكا به مراتب خطرناك‌تر و جسورانه‌تر از حضور بدون حجاب در فرش قرمز نيويورك است!

+ترنم شده یکشنبه 1387/07/21ساعت7:51 قبل از ظهرتوسط مدیر ترنم |
بدون شرح...
  تساوی ایران و عربستان آغازی امیدوار کننده برای تیم دایی

باز هم لژیونرها و این بار نکونام توانست ۱ امتیاز بگیرد . جای مهدوی کیا و کریمی خالی ...

ایران ۱- عربستان۱


 با آرزوی موفقیت برای تیم ملی جدید 

+ترنم شده شنبه 1387/06/16ساعت5:33 قبل از ظهرتوسط مدیر ترنم |
مرد روزهای سخت
 

بالاخره یکی از خوشرنگ ترین مدالهای المپیک نصیب کاروان ۵۵ نفره ی ما هم شد در المپیک ۲۰۰۸ پکن به همه تبریک میگیم امیدواریم باز هم از این قهرمانی ها داشته باشیم.

  قهرمانی هادی ساعی مبارک  

+ترنم شده جمعه 1387/06/01ساعت6:57 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
عید بر همه مبارک ...


(عاشقان عیدتان مبارک)

+ترنم شده دوشنبه 1387/05/14ساعت7:37 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
ایران و ایرانی ها .....

 

 

بی شک ایرانیان در تمام زمینه ها موفق ترین اقلیت در تمام دنیا هستند.

اجازه بدهید از ایرانیهای بسیار موفق در عرصه دانش شروع کنیم .....

پروفسور لطفي زاده 

استاد دانشگاه در آمريکا، پدر منطق فازي، کامپيوتر هوشمند و بنيانگذار نسل سوم کامپيوتر در جهان

 

پروفسور مجيد سميعي

رئيس جراحان مغز جهان در آلمان

 

پروفسور علي جوان

دانشمند آزمايشگاه بل و مطرح کننده ايده قانون کلي ليزر گاز که در 1960 ايده خود را به مرحله باروري رسانيد. پس از آن جوايز و مدالهاي متعدد بين المللي را بخاطر تحقيقاتش از آن خود کرد.

آزاده تبازاده   دانشمند ايستگاه فضايي ناسا

 

پروفسور محمد جمشيدي 

مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا


پروفسور قاسم اسرارعضو هيات مديره ايستگاه فضايي ناسا

 

فیروز نادری   از مدیران ارشد ناسا

 

شیرین عبادی   برنده جایزه صلح نوبل سال 2003

سیمین بهبهانی  
شاعر و نامزد جایزه صلح نوبل سال 1997

 

و برخی ایرانیان مشهور و نام آور در عرصه سیاست ...

 

فرح کريمي   
تنها زن ايراني پارلمان هلند

 

فريار شيرزاد

معاون وزارت بازرگاني آمريکا و دستيار رياست جمهوري آمريکا در کاخ سپيد

 

جمشید دلشاد 

شهردار بورلی هیلز

و ایرانیان نامدار در عرصه مدیریت .....

 

پير اميديار   

موسس و رئيس شرکت ebay و از بنيانگذاران تجارت الکترونيک در جهان

ماريا خرسند  از مديران ارشد شرکت اريکسون

 

حسين اسلام بلجي  
از مديران ارشد شرکت مخابرات AT&T آمريکا  


 
فرزاد ناظم  
مدير فني سايت Yahoo

کريستين امانپور    

مدير بخش بين الملل شبکه خبري CNN

انوشه انصاري 
رئيس موسسه تکنولوژي تلکام و اولين توريست فضايي زن در دنيا

 
پروفسور بيژن داوري  

معاون ارشد شرکت IBM بزرگترين شرکت سخت افزار کامپيوتر در جهان

اميد کردستاني  

معاون ارشد سايت گوگل 

و در عرصه ورزش .....


اروانه رضا   قهرمان تنیس زنان فرانسه

 
آندره آغاسی ، قهرمان تنیس دنیا از ایالات متحده

 
و  حسین رضا زاده  قهرمان سنگین وزن وزنه برداری جهان برای چندین سال پیاپی.


و در سایر زمینه ها ...

 

نیکی کریمی   هنرپیشه و کارگردان

  

مولانا جلال الدین رومی ، که دیوان اشعارش پرفروش ترین کتاب شعر در ایالات متحده است. 

 

و حالا این سوال مطرح که چرا واقعا چرا این آدم ها نباید توی مملکت خودمون باشن؟؟

چرا نباید اینجا به مردم خودشون کمک کنند و برای اونها خدمت کنند؟؟ چرا شما بگید؟

+ترنم شده دوشنبه 1387/05/07ساعت11:49 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
carpet alarm clock
سلام دوستان!!  راستش پست ایندفعه خیلی اتفاقی پیداش شد و سر از وبلاگمون در آورد داشتم توی گوگل عکس سرچ میکردم که یه دفعه چشمم افتاد به این عکس که زیرش نوشته بود روش وایستید! روش کلیک کردم به جای وایستادن  بعد وبلاگشو دیدم که با این نام بود دنیای کامپیوتر  مطالب جالبی داشت گفتم شاید شما هم دوست داشته باشید ببینید اینم یه مطلبشه که گذاشتم.

یه ساعت جدید که وقتی زنگ میزنه فقط یک راه برای خاموش کردنش هست: روش وایستید!

 

+ترنم شده پنجشنبه 1387/05/03ساعت0:21 قبل از ظهرتوسط مدیر ترنم |
یادم کنید...

 

در سال 1323 در تهران به دنیا آمد.وی که فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است فعالیت هنری را از سال 1342 با بازیگری تئاتر آغاز کرد.از جمله نمایش هایی که وی در آنها ایفای نقش نموده است.می توان به سنگ وسرنا، همه پسران من،شب بیست ویکم و بیا تا گل برافشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدان ها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد.شکیبایی مدت کوتاهی نیز در زمینه دوبله به فعالیت پرداخت.اولین بار در سال 1353 در فیلم کوتاه و 16 میلیمتری "کتیبه" به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. یک سال بعد به دعوت محمد رضا اصلانی در سریال "سمک عیار" ایفای نقش کرد و پس از آن در سریال هایی چون لحظه ،کوچک جنگلی ،مدرس ،روزی روزگاری ،خانه سبز ،کاکتوس ،آواز مه ،تفنگ سرپر  و در کنار هم ظاهر شد.شکیبایی در سال 1361 در حالی که مشغول بازی در نمایش "شب بیست و یکم" بود ،مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و در "خط قرمز" بازی کرد.

  

افتخارات

 *برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره ی فیلم فجر(1368)،به پاس بازی در فیلم " هامون "

 

*برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1373)،به پاس باز در فیلم " کیمیا "

 

*نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1371)،برای بازی در فیلم " یک بار برای همیشه "

 

*نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهمین جشنواره ی فیلم فجر(1375)،برای بازی در فیلم "سایه به سایه "

 

*نمزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره ی فیلم فجر(1380)،برای بازی در فیلم " کاغذ بی خط "

 

*کسب رتبه دوم نظر سنجی ماهنامه گزارش فیلم(1373) ،برای انتخاب بهترین بازیگران سینمای ایران

 

*نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد از اولین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1370)،برای بازی در فیلم "ابلیس "

 

*برنده آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1372)،به پاس بازی در فیلم  " یک بار برای همیشه "

 

*نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش دوم مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1372)،برای بازی در فیلم  " سارا "

 

*نامزد دریافت آهوی بلورین مردم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد از سومین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1375)،برای بازی در فیلم " کیمیا "

 

*برنده آهوی بلورین بازیگر برگزیده سینمای دفاع مقدس از پنجمین جشن سینمای ایران(ماهنامه گزارش فیلم-1375)،برای بازی در فیلم "کیمیا"

 

*بهترین بازیگر نقش اول مرد در اولین جشنواره سینما و زن(1374)،به پاس باز در فیلم " کیمیا "

 

*برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم مرد از بیست وسومین جسنواره فیلم فجر(1383)،به پاس بازی در فیلم " سالاد فصل

 

حتما همه تا الان فهمیدید منظورم چه کسی است. بله متاسفانه خسرو شکیبایی بازیگر توانا و هنرمند سینمای ایران امروز صبح دار فانی را وداع گفت.من که واقعا شکه شدم نمیدونم چی باید بگم ... روز وفات حضرت زینب(س) توی ماه رجب حتما خدا خیلی دوسش داشته همینطور که همه ی ما دوسش داشتیم. باورش خیلی سخته که دیگه نبینیمت ولی دنیا رو کاریش نمیشه کرد یکی میاد یکی میره و اینبار هم نوبت تو بود. خدانگهدار ...

 

خدایش بیامرزد .

 

+ترنم شده جمعه 1387/04/28ساعت6:27 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
شب نشینی در ترنم...

در شب آرزوها دستان خود را به  سوی آسمان بلند کرده و با تضرع و زاری از وجود بی همتایش می خواهیم که :

 يا رب ، يا رب

دل ِ پاك و جان آگاهم ده

آه شب و گريه سحرگاهم ده

در راه خود اول زخودم ، بيخود كن

بي خود چو شدم ، زخود به خود راهم ده

خداوندا ، خداوندا قسم بر اخترانت

به حق و حرمت پيغمبرانت

به راز غنچه نشكفته در باغ

به درد لاله بنشسته با داغ

به پاكي ِ زلال چشمه ساران

به عمر كوته يك قطره باران

خداوندا ، خداوندا ، قسم بر پاك بازان

بلند آوازگان و سر فرازان

مرا ، زين خود پرستي ها رها كن

چنان انديشه اي بر من عطا كن

كه تقديري كه از آن ناگزيرم

توانم جبر و قهرش را پذيرم

و يا عظمي چنان پي گير بخشم

كه تا تقدير را تغيير بخشم

توانايي ده اي باني تقدير

كه بشناسم زهم تقدير و تدبير


سلام به دوستان همیشگی و عزیزمون!!

امیدوارم تا این لحظه از تابستان 87 را با خوبی پشت سر گذاشته باشید همینطور که همه میدونید پنج شنبه شب برآورده شدن آرزوهاست اولین شب جمعه ماه مبارک رجب.
ماه میلاد پر خیر و برکت مولود خانه کعبه...ماه میلاد اسوه صبر و استقامت و تقوی مولای متقیان علی ( ع ) ...... شب وصل مراد دلهای عاشق و بندگان مسعود خداونده.
در این شب درهای آسمان باز میشه و خداوند با تمام وجودش بندگانش رو در پناه عظمت و یگانگی خودش میگیره
میگن بیست رکعت نماز که در ده نماز دو رکعتی و با سوره دلخواه خونده میشه...انسان را تا سر منزل مقصود هدایت میکنه.....  شب وصل عاشق و معشوقه.
این ماه قمری یعنی ماه رجب ماه تولد ایلیاست یا همان سوشیانس هزاره اول.... همان مرد با عظمت پیکار...همان پناه دهنده بی پناهان.... در این شب قفل دلهامون باز میشه... اشک حسرت و ندامت بر گونه هامون جاری میشه.... بغضهای نشکفته مون میشکنه.... دربدر بودیم در پی دوست...خود دوست میاد کنار ما و به نواهای دلامون گوش میده.

 شب بیداری دل و شب خفتن دنیای مادیه.... شب رازونیاز دل عاشقه با یگانه معبود بیهمتایی که تنها معشوق ماندگار هر دلیست.
آه خدای من
منم آن بنده رو سیاه و بی پناه درگه رحمانیت
منم آن تابوی عصیان زده و فریب ابلیس خورده غریبت
منم آن گمشده در دریای عظمتت
منم آن تسلیم هوای نفس خویشتن
منم آن حیوان وحشی و سرکش نفسانیت
منم آن بت غرور و جهل و جاهلیت
منم آن ناقض قوانین الهی
منم آن سرگشته دشت بی پناهی
منم آن کسی که جز به یاری تو نتوانم زیست
و
منم آن که هر لحظه از خودپرسم... خدای کیست.

و اما چند روز پیش مدیر وبلاگ تهران دانشجو بهمون یه پیشنهادی کرد و گفت بچه ها همه بیان و آرزوهای بزرگ و کوچیکشونو بنویسن تا همگی در شب آرزوها بیایم و بخونیمشون و برای هم دعا کنیم تا همه به آرزوهاشون برسن خیلی فکر خوبی مگه نه؟ پس همگی آرزوهای قشنگتونو بکنین و اصلا هم خجالت نکشید خوب؟؟؟؟؟؟

اولم خودم میکنم زود باشید برید تو قسمت نظرات تا آرزومو ببینید هم مال من و هم مال خانم اسماعیلی و شاندیزی و ژابیز رو باید قول بدید شما هم بزارید.

+ترنم شده سه شنبه 1387/04/18ساعت9:22 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
مادر این واژه ی ایثار...
 

نسیم قدم هایت بوی شکوفه های بهاری را به ارمغان می آورد و عطر گل های سپید بهشت را نوید می دهد.
اکنون که دیدگانم را بر روی همه ی زیبایی های زندگی ام گشوده ام می بینم در تمام قسمت هایش آهنگ ساز شادی و خوشحالی ام تو بودی،تو بودی که عاشقانه به من درس محبت می دادی.
دلم می خواهد بنویسم تو خوب تر از خوب و مهربان تر از مهربانی ها هستی،اما افسوس!
افسوس که این وصف ها برای قلب و روح بزرگ تو خیلی کوچک است و تو هیچگاه و هرگز وصف شدنی نیستی.

زیباترین واژه بر لبان آدمی، واژه مادر است.زیباترین خطاب، "مادرجان" است."مادر"، واژه ای است سرشار از امید و عشق، واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان برمی آید.
قلب مادر با گذشت زمان و تغییر فصل ها، تغییر نخواهد کرد؛ حتی اگر برای همیشه بمیرد، هرگز از بین نمی رود.
و ما برای تمامی آنچه از طفولیت "من" می نامیم، به مادر مدیونیم.مادر پنجره های چشمانمان را و نیز دروازه های روحمان را گشود.
تقدیم به تو ای مادرم به تو که آفتاب مهر و روی محبت تو هیچگاه در درون اقیانوس بیکران غروب نمی کند...

روز مادر را به همه ی مادر های ایران زمین تبریک می گوییم.   


هرگز نمیر مادر
 

    به ستاره ها نگاه کن

    که شب را شکسته اند

    بی تو شب من شبی بی ستاره است

    آفتاب را ببین

    که غول تاریکی از مقابلش می گریزد

    بی تو روز من آفتاب ندارد

    چمنزار را نگر بالاله

    وجویبار کوچکی که زمزمه کنان روان است

    بی تو دنیای من از چمن و لاله و زمزمه خالیست

    بی تو من هیچم نیستم

    اگر می خواهی من بمانم اگر می خواهی نمیرم

     هرگز نمیر مادر

 

+ترنم شده دوشنبه 1387/04/03ساعت7:4 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |
پیام تسلیت

مرگ چه لغت بیمناکی است از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می‌دهد خنده را از لب می‌زداید شادمانی را از دل می‌برد تیرگی و افسردگی آورده هزار گونه اندیشه های پریشان از جلو چشم می گذراند.

زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنیین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستاره آسمان تا کوچک ترین ذره روی زمین دیر یا زود می‌میرند.

مرگ همه هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان می‌کند: نه توانگر می‌شناسد نه گدا  نه پستی نه بلندی نه پیر نه جوان... 

اگر مرگ نبود همه آرزویش را می‌کردند فریاد های ناامیدی به آسمان بلند می‌شد به طبیعت نفرین می‌فرستادند. اگر زندگانی سپری نمی‌شد چقدر تلخ و ترسناک بود.

هنگامی که آزمایش سخت و دشوار زندگانی چراغ های فریبنده جوانی را خاموش کرده سرچشمه مهربانی خشک شده سردی تاریکی و زشتی گریبانگیر می‌گردد اوست که چاره می‌بخشد اوست که اندام خمیده سیمای پرچین تن رنجور را در خوابگاه آسایش می‌نهد.

ای مرگ! تو از غم و اندوه زندگانی کاسته آن را از دوش بر‌می‌داری. سیه روز تیره بخت سرگردان را سر و سامان  می‌دهی تو نوشداروی ماتمزدگی و ناامیدی می‌باشی دیده سرشک بار را خشک می‌گردانی تو مانند مادر مهربانی هستی که بچه خود را پس از یک روز توفانی در آغوش کشیده نوازش می‌کند و می‌خواباند تو زندگانی تلخ زندگانی درنده نیستی که آدمیان را به سوی گمراهی کشانیده  در گرداب سهمناک پرتاب می‌کند تو هستی که به دون پروری فرومایگی خودپسندی چشم‌‌تنگی و آز آدمیزاد خندیده پرده به روی کارهای ناشایسته او می‌گسترانی.

کیست که شراب شرنگ آگین تو را نچشد؟ انسان چهره تو را ترسناک کرده از تو گریزان است فرشته تابناک را اهریمن خشمناک پنداشته! چرا از تو بیم و هراس دارد؟ چرا به تو نارو و بهتان می‌زند؟ تو پرتو درخشانی اما تاریکیت می‌پندارند تو سروش فرخنده شادمانی هستی اما در آستانه تو شیون می‌کشند تو فرستاده سوگواری نیستی تو درمان دل‌های پژمرده می‌باشی تو دریچه امید به روی نا امیدان باز می‌کنی تو از کاروان خسته و درمانده زندگانی میهمان نوازی کرده آنها را از رنج راه و خستگی می‌رهانی تو سزاوار ستایش هستی تو زندگانی جاویدان داری اما...

چرا با کودکی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود چنین کردی؟ چرا مادرش رابه عزایش نشاندی؟ چرا خواهرش را تنهاتر از تنها کردی؟ چرا پدرش را به سوگش نشاندی؟چرا چرا چرا چرا چرا و هزاران چرای دیگر...

الهام جان (خانم شاندیزی) نمیدانم ما را در غم از دست دادن دختر خاله ات شریک میدانی یا نه؟ ولی از صمیم قلب برایت آرزوی صبر  می کنیم و امیدواریم غم آخرتان باشد.

 

+ترنم شده جمعه 1387/01/30ساعت12:31 بعد از ظهرتوسط مدیر ترنم |


RSS