چگونه از سانحه سقوط هواپیما جان سالم بدر ببریم؟
خطوط هوایی در اطراف جهان هم اکنون 2.5 میلیارد مسافر در سال حمل میکنند و علیرغم خطرهای بالقوه موتورهای جت در آسمان وسفر درچند مایلی بالاتر از زمین ودرون یک قطعه فلز سنگین-این مسافرتها بطرز شگفت انگیزی ایمن هستند.
در واقع احتمال اینکه در یک پرواز خطوط هوایی تجاری با بد شانسی مرگ روبرو شویم 1 در 9 میلیون میباشد. البته اشتباهات زیادی در ارتفاع 33000 پایی بالای زمین میتواند اتفاق بیافتد و اگر بد شانسی شما در حدی باشد که در حین مسافرت چنین چیزی اتفاق بیافتد تصمیمی که میگیرید میتواند تفاوت بین مرگ و زندگی باشد.بخاطر داشته باشید که حدود 95 درصد از سوانح هواپیماها نجاتیافتگانی دارند بنابراین چنانچه بدترین چیز اتفاق بیافتد بدشانسی شما به بدی که فکر میکنید نخواهد بود.
به توصیه های زیر توجه کنید:
1- اینطور لباس بپوشید:
شلوار بلند/ کفشهای راحت و محکم بنددار: البته ممکن است بخواهید که در طول پرواز راحت باشید یا باکلاس بنظر آیید اما حرکت سریع در لاشه هواپیما با کفشهای صندل یا پاشنه بلند مشکل است.لباسهای گشاد و غیر ساده همچنین این خطر را دارد که با در گیر شدن با موانعی در فضای محدود داخل هواپیما پاره شوند.اگر میدانید که پرواز در مناطق سرد صورت میگیرد لباس مناسب به تن کنید وبالا تنه خود را با ژاکتی بپوشانید.لازم است که در صورت سقوط برای نجات یافتن خود را گرم نگه دارید.حتی اگر احتیاجی به توجه به این مورد(سردی هوا) وجود نداشته باشد هر چه بیشتر پوشیده باشید در هنگام برخورد با زمین کمتر دچار جراحات یا سوختگیهای جدی میشوید.ارجحیت با لباسهای پشمی و کتانی است زیرا کمتر در معرض خطر آتش سوزی میباشند.در هنگام پرواز بر فراز آبها لباس پشمی بر کتانی برتری دارد زیرا پشم نسبت به کتان کمتر خاصیت عایق بودن خود را در هنگام مرطوب شدن از دست میدهد.
۲- صندلیهای مناسبی برای خود بگیرید:
در مراحل اولیه برخورد امکان نجات بیشتر است و نجات از یک سانحه سقوط بستگی به این دارد که با چه سرعتی از هواپیما خارج شوید.بهتر است صندلیهایی را بگیرید که تا حد ممکن به دربهای خروجی نزدیک باشند و صندلیهای ردیف میانی ارجحیت بیشتری دارند.بعلاوه سعی کنید در بخش عقب هواپیما بنشینید.مسافرانی که در بخش دم هواپیما قرار میگیرند 40 درصد بیشتر از آنهایی که در ردیفهای اولی نشسته اند شانس نجات دارند.
3 - کارت ایمنی پرواز را مطالعه کنید:
به صحبتهایی که قبل از پرواز راجع به مسایل ایمنی میشود توجه نمایید.بله-همه اینها را قبلا شنیده اید واحتمالا هیچگاه نیازی بدان پیدا نکرده اید اما اگر در حین ارائه دستورالعملهای پیش از پرواز گوشی هدفون را روی گوش گذاشته اید و یا به کارت ایمنی بی توجهی میکنید اطلاعاتی را از دست خواهید داد که در زمان واقعه سقوط برایتان حیاتی خواهند بود.فکر نکنید که همه اینها را از قبل میدانید.هر نوع هواپیمایی دستورالعملهای ایمنی خاص خود را دارد.اگر در ردیفی که درب خروج قرار دارد نشسته اید درب را مورد بررسی قرار دهید و مطمئن شوید که در صورت نیاز قادر به باز کردن آن هستید.در شرایط معمولی مهمانداران پرواز درب را باز خواهند کرد اما اگر مرده و یا زخمی باشند خود شما باید این کار را بکنید.
4 - نقشهای طرح کنید:
اگر هواپیمایی در حال سقوط است تقریبا همیشه چند دقیقه ای برای آماده شدن پیش از برخورد وقت هست.از این وقت برای مرور این موارد استفاده کنید:دربهای خروجی کجا قرار دارند و سعی کنید تعداد صندلیهای ما بین ردیف خود و دربهای خروجی را بشمارید.در اینصورت میفهمید که چه زمانی به درب خروج خواهید رسید حتی اگر درب را نبینید.موقعیت را تا حد ممکن تخمین بزنید.تلاش کنید تا تشخیص دهید که هواپیما روی چه سطحی فرود می آید تا نحوه آماده شدن را طرح ریزی نمایید.بعنوان مثال اگر اگر در حال فرود روی سطح آب هستید باید جلیقه نجات خود را بپوشید و تا وقتیکه از هواپیما خارج نشده اید آنرا باد نکنید و اگر در هوای سرد فرود می آیید سعی کنید که با پتو یا ژاکتی خود را در بیرون گرم نگه دارید...
5- کمربند ایمنی خود را همیشه محکم ببندید:
اگر سقوط هواپیما در زمانی اتفاق افتد که در خواب هستید از بسته بودن کمربندتان خوشحال خواهید شد.در هر حال مطمئن شوید که پیش از برخورد بطور مناسبی در اطراف بدن شما قرار گرفته باشد.(فیت باشد)هر سانتیمتر شل بودن کمربند نیروی جی را که در هنگام سقوط به شما وارد می آید 3 برابر میکند بنابراین آنرا خوب ببندید.همچنین کمربند را تا آنجا که میتوانید نزدیک به لگن خاصره خود محکم کنید.باید بتوانید که بخش بالای لگن خاصره را بالای لبه کمربند حس کنید.چرا؟لگن خاصره ساختار محکمی دارد که نیرو را بخوبی کنترل میکند.بهر حال اگر کمربندتان روی شکمتان کشیده شود شانس ایجاد جراحات داخلی خطرناک بیشتر میشود.
6 - خود را برای ضربه برخورد محکم کنید:
صندلی خود را بحالت حداکثر وضعیت عمودی در آورید و یک یا دو حالت وضعیت محکم بودن را برایش در نظر بگیرید.اگر صندلی یا دیواره جلویی شما بحد کافی نزدیک است کف یک دستتان را روی پشتی صندلی جلویی قرار دهید و کف دست دیگر را بحالت ضربدری روی دست اول بگذارید و پیشانی خود را روی دستانتان قرار دهید.(انگشتانتان را درهم نبندید).همچنین در برخی موارد پیشنهاد میشود که سرتان را مستقیما روی صندلی جلویی بگذارید و انگشتان دست را در پشت سر در هم قرار دهید.قسمت بالای بازوانتان را در دو طرف سر قرار دهید.اگر صندلی در جلویتان قرار ندارد به جلو خم شوید و سینه خود را روی رانهای خود بگذارید و سرتان را بین زانوانتان قرار دهید.مچ های دست خود را بصورت ضربدری از جلوی ساق پا رد کنید و مچ پای خود را محکم در دست بگیرید.در چنین وضعیتی کف پاها باید در کف هواپیما و پشت زانوها قرار گیرند تا جراحات پا و کف آن کاهش یابد چونکه پس از برخورد برای خروج موفقیت آمیز از هواپیما به آنها احتیاج دارید.
7- خونسرد بمانید:
بلند شدن در هرج و مرجی که بلافاصله پس از سقوط حاصل میشود میتواند ساده باشد.اگر خونسرد باشید احتمال اینکه سالم از هواپیما خارج شوید بیشتر است.بخاطر داشته باشید حتی در بدترین وضعیت لاشه هواپیما شانس زنده ماندن وجود دارد.ضمنا نیازمند این هستید که بتوانید با تفکر بصورت شیوه مند (از روی اسلوب) و منطقی این شانس را به حداکثربرسانید .
8 - از ماسک اکسیژن قبل از کمک کردن به دیگران استفاده کنید:
احتمالا در کلیه پروازهای تجاری این را شنیده اید اما ارزش تکرار دارد.اگر وضعیت کابین مخاطره آمیز باشد فقط 15 ثانیه وقت دارید (که در صورت سیگاری بودن و یا داشتن مشکلات تنفسی و عروقی اغلب کمتر میشود)تا قبل از بیهوش شدن از طریق ماسک تنفس کنید.اگر تکان روحی شما را وادار میکند که ابتدا به کودکانتان یا مسافران مسنی که کنار شما نشسته اند کمک کنید بدانید که اگر بهوش نباشید برای هیچکس مفید نخواهید بود.میتوانید ماسک اکسیژن کس دیگری را استفاده کنید حتی اگر آنها بیهوش هستند.
9- خود را در برابر دود محافظت کنید:
آتش و بیشتر دود مسئول درصد بالایی از تلفات سقوط میباشند.دود درون یک هواپیمای آتش گرفته میتواند کاملا غلیظ و تا حد زیادی سمی باشد.بنابراین دماغ و دهانتان را جهت جلوگیری از تنفس آن بپوشانید.در صورت امکان برای محافظت بیشتر پارچه را خیس کنید.
10 - با بیشترین سرعتی که میتوانید از هواپیما خارج شوید:
در صورت وجود دود و آتش تاخیر در خروج از هواپیما بحرانیست.معمولا کمتر از دو دقیقه فرصت دارید تا از هواپیما خارج شوید.از دستورات مهمانداران که پس از سقوط به شما میدهند اطاعت کنید.مهمانداران پرواز تمرینات سختی را پشت سر میگذارند تا مطمئن گردند در صورت سقوط چه باید بکنند.اگر مهماندار پرواز قادر به دستور دادن یا کمک کردن باشد در برخی موارد بعد از سقوط خود نمیتوانند آن را انجام دهند.بوی گوش کنید و همکاری کنید تا شانس زنده ماندن دیگران افزایش یابد.سعی نکنید که متعلقاتتان را نجات دهید.به عقل جور در می آید اما بنظر می آید که هنوز افرادی اینکار را میکنند.همه چیز را باقی گذارید.آنها فقط حرکت شما را کند میکنند.مطمئن شوید که خروجی را که انتخاب کرده اید ایمن است.از پنجره برای اینکه تشخیص دهید که آیا آتش یا خطرات دیگری در خارج از هواپیما هست به بیرون نگاه کنید.اگر خطری هست از وسط هواپیما خارج شوید و یا از خروجیهای دیگر اقدام کنید.
11- حداقل 500 فوت (حدود 150 متر) در خلاف جهت باد از هواپیما فاصله بگیرید:
اگر در یک منطقه دور افتاده گیر کرده اید معمولا بهترین کار اینست که نزدیک هواپیما بمانید و منتظر امدادگران باشید.خیلی نباید نزدیک هواپیما باشید.در هر لحظه بعد از سقوط آتش یا انفجار محتمل است بنابراین بین خود و هواپیما فاصله ای در نظر بگیرید.اگر سقوط در آب اتفاق افتاده است با شنا تا آنجا که میتوانید از لاشه هواپیما فاصله بگیرید...
12- اگر وقت کافی برای آماده شدن تا زمان سقوط ندارید یا برخی موارد را فراموش کرده اید میتوانید بیشتر اطلاعات مهم را از کارت ایمنی که در پشت صندلی جلویی شما قرار دارد استفاده کنید.
13 - چگونگی روش جان بدر بردن در افتادن از بلندی را بیاموزید:
بندرت اتفاق میافتد که هواپیمایی در میان هوا چند تکه شود .اگر چنین شود تنها راه نجات در سقوط آزاد موفقیت آمیز است چونکه هواپیماهای خطوط تجاری چترنجات ندارند.
14 - تا زمان توقف کامل هواپیما در حالت بریس(نکته شماره 6) بمانید.احتمال برخورد ثانویه یا جهش پس از برخورد اولیه وجود دارد.
15- در صورت فرود در آب قبل از ورود در آب یا بلافاصله پس از ورود کفشها و لباسهای اضافی خود را در آورید.این مورد باعث میشود که راحت تر شنا کنید و شناور بمانید.
16- همانطور که لازم است پس از سقوط خونسرد بمانید:
باید مراقب باشید که اسیر احساسات و ترس منفی نشوید.این موارد تاثیر زیادی در عدم توانایی در جهت واکنش مثبت و مناسب در چنین شرایطی دارد.بعنوان مثال شخصی ممکن است که بجای حرکت بسمت در خروجی در صندلی خود باقی بماند.مراقب این مورد در شخصی بغل دستی خود یا سایر همسفران باشید.
17- یک استثنا برای قانون "همه چیز را رها کنید":
(نکته شماره 10) برداشتن یک ژاکت یا پتو است.اگر قرار باشد که مدت زیادی در لاشه هواپیما بمانید پوشش مناسب ممکن است زندگیتان را نجات دهد.
18-اگر بتوانید یک بالش یا شئی نرمی شبیه آن پیدا کنید که سرتان را در هنگام برخورد محافظت کند از آن استفاده کنید.
19- بسیار اتفاق افتاده است که اشخاص فراموش میکنند که چگونه کمربند خود را پس از سانحه باز کنند:
بحد کافی بنظر آسان می آید اما در شرایطی که گیج و مبهوت هستید غریزه اولیه شما سعی در فشار دادن کلیدی میکند همانطور که در یک اتومبیل این کار را میکنید.اگر با انجام این کار باز نشود بآسانی دچار ترس و واهمه میشوید.قبل از برخورد ذهنتان را آماده کنید که چگونه آنرا با سرعت و آسانی باز نمایید.
20- بار دستی خود را زیر صندلی جلویی خود قرار دهید.این کار از لغزیدن پایتان بزیر صندلی جلوگیری میکند.
21- اشیا تیز از قبیل:قلم-مداد وشبیه آنها راقبل از برخورد ازجیبهای خود دور کنید
بهتر اینست که در هیچ شرایطی آنها را حمل نکنید.تقریبا هر چیز جداشدنی در هواپیما در حادثه سقوط میتواند تبدیل بیک شئی مرگبار شود.
22- اگر چیزی برای خیس کردن پارچه(برای جلوگیری از تنفس دود) ندارید میتوانید از ادرار خود استفاده کنید.عدم نزاکت در چنین مواقعی کاملا قابل قبول است.
23 - از پوشیدن پارچه های سنتتیک(الیاف مصنوعی) در هنگام سفر با هواپیما خودداری کنید.اگر کابین آتش بگیرد این مواد با ذوب شدن خود به پوست میچسبند.
24 - از مصرف الکل در قبل و در حین پرواز خودداری کنید.الکل توانایی فرد را در واکنش سریع و منطقی در حین سقوط و خروج از هواپیما تحت تاثیر قرار میدهد.
25- هیچگاه بچه های کوچک را روی زانوان خود قرار ندهید:
اگرچه این کار از خرید یک صندلی دیگر ارزانتر است اما در صورت گرفتن آنها با دست هیچ تضمینی برای نجات جان آنها وجود ندارد.صندلی برای کودک خود بگیرید واز یک سیستم مناسب جهت محکم کردن وی استفاده کنید.
26 - در کف هواپیما ننشینید:
اگر در کابین دود وجود دارد سعی کنید تا در ارتفاع پایین قرار بگیرید اما هیچگاه در کف کابین نخزید.احتمال دارد که توسط سایر مسافرانی که در حال تلاش برای خروج از هواپیما در شرایط دید کم هستند لگدکوب یا زخمی شوید.
27 - سایرین را هل ندهید:
خروج با نظم شانس زنده ماندن همه را افزایش میدهد.اگر ترسیده باشید و دیگران را هل دهید ممکن است با عکس العمل تلافی جویانه آنها مواجه شوید.
28- در هنگام فرود در آب تا قبل از خروج از هواپیما جلیقه نجات خود را باد نکنید.در صورت انجام آن ممکن است که داخل هواپیما گیر کرده و از بین بروید.
29 - بازرسان سوانح هوایی مرتبا از زخمیانی نام میبرند که هر دو پای آنها از ناحیه زیر زانو شکسته است:
وجود پاهای شکسته باعث اشکال در توانایی خروج از هواپیما میشود .این مورد در اثر حالت "بریس" بوجود می آید که باعث قرار داده شدن پاها در زیر صندلی جلویی میشود.در زمان برخورد پاها بسمت جلو میپرند و قسمت عقب صندلی جلویی باعث شکستن آنها میشود.پاهایتان را بصورت مستقیم در جلو خود قرار دهید...
خلبان بهروز مدرسی
فردا روز جوان خواستم برای این روز متنی بزارم که این روزها به درد همه میخوره امیدوارم خوشتون بیاد.
كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ....
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم!
16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!
18- مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمعآوری كنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهیها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..
32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم ..
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.
مهدی آذریزدی که پنجشنبه صبح رفت، تا همین الانش هم زیادی زنده بود. اصولا چنین آدمی برای چنین روزگاری زیادی بود. بنشینی و مثنوی و سندبادنامه و قابوسنامه و مرزباننامه را که حتی اسمش را خیلی از نویسندههای کودک و نوجوان روزگار ما نمیدانند، تمام و کمال بخوانی و بشناسی و بهترینهایش را گلچین کنی و با زبانی مسحورکننده حتی برای بچه هشت-نه ساله از نو بنویسی؟ که چه بشود؟ کدام ناشری قرارداد میبندد برای همچین کتابی؟ مگر خدای نکرده هری پاتر و فسقلیها و داستانهای والتدیزنی و تنتن و میلو را نمیتوان یکشبه ترجمه کرد و یکشبه صفحاتش را چید و یکشبه چاپ کرد و سال به سال توی نمایشگاه کتاب فروخت؟ کدام پدر و مادر کتابنخواندهای برای بچهاش همچین کتابی میخرد؟ باز و بسته که میشود بوق میزند؟یا صفحاتش گلاسه است که موقع سبک سنگین کردن به پشت جلدش بیرزد؟ یا بعدش که چه؟ جایزه ستاد اقامه نماز را میبرد یا سال اصلاح الگوی مصرف را؟ (گیرم که هزارتا هزارتا خاک بخورد توی انبار فلان انتشارات یا دههزارتایش را وزارت ارشاد یا اداره امور مساجد و فلان و بهمان بخرد و سال به سال هیچ بچهای لایش را باز نکند) توی کدام بیلان و گزارش سالانه فعالیتی میشود نوشت که یکی، نشسته و عمرش را گذاشته که متون کهن فارسی گوشهای خاک نخورند و توی کلاسهای خوابآلود دانشکدههای ادبیات به فراموشی نروند؟ کدام نهاد فرهنگی این مملکت بودجه میدهد بابت این که بچههای این کشور در کنار تام سایر و سیندرلا و بندانگشتی، چهارتا داستان وطنی با نثر ویراسته و زبان کودکانه بخوانند که از سطر سطرش بیسوادی نویسنده و بیسلیقگی ناشر و شعارهای سطحی نچکد؟
من - متاسفانه یا خوشبختانه - به این «فرزند زمان خویشتن باش» باور دارم و چنین باوری است که حکم میکند امثال مهدی آذریزدی برای زمانه ما زیادی است. او میتواند در روزگار ما - با همان ذوق و شوق دهه سی و چهل که کتابهایش را به عشق ادبیات فارسی و بچههای سرزمینش نوشته - کتاب بنویسد و قراردادش را ببندد و چاپش کند؟ جواب منفی است. میتواند امیدوار باشد دست کم در سالهای نه چندان دوری این اتفاق بیفتد؟ باز هم جواب من منفی است.
بنابراین خانمها و آقایان! همنسلان عزیز من که با مهدی آذریزدی دنیا را شناختید، با لبخند به خواب رفتید و قشنگترین قصههای دنیا را با دلنشینترین کلمات شنیدید و خواندید! لطفن، بگذارید پیرمرد راحت بخوابد. این مملکت، این روزگار، جای او نیست. او برای ما زیادی است.


تماشاگران- کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان پس از خداحافظی از بازی در این تیم طی نامه ای به مردم و مسئولان هشدار داد حال که حذف و ناکامی گریبان این رشته پرطرفدار را گرفته و زنگ خطر نیز به صدا در آمده است، به فکر راه حلی برای خروج از این وضعیت باشند.
به گزارش تماشاگران به نقل از مهر، در نامه مهدی مهدوی کیا که روز 15 تیر با دست خط شخصی اش منتشر شده آمده است: در ابتدا با شما سخن میگویم که در همه حال و همواره حامی و پشتیبان تیم ملی و بازیکنان آن بوده اید و در تمامی پیروزیها و شکستها در کنار ما و در غمها و شادهای یکدیگر شریک بودهایم، با پیروزیهای تیم ملی اشک شوق و با شکستها گریستهاید.
تلاش برای سربلندی ایران و به وجود آوردن لحظات شاد و زیبا برای شما از وظایف اصلی من و همبازیانم در طول این سالها بوده است اما از جهت شکستها و لحظات بدی که در ذهن شما نشاندهایم به نوبه خود از همه شما عذرخواهی میکنم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت در راه رسیدن به اهدافتان را دارم.
اولین باری که با پیراهن تیم ملی به میدان رفتم را فراموش نخواهم کرد و مدت حضورم در تیم ملی از بهترین زمان عمرم به حساب میآید. از آنجا که در عمل به جوانگرایی اعتقاد خاصی داشتهام و به همین دلیل از شرکت در بسیاری از بازیهای ملی به خاطر حضور جوانان و تجربهاندوزی آنان صرفنظر کردهام زمان را مناسب میبینم که برای همیشه از فوتبال ملی کناره گیری کرده تا این جوانان برومند و توانا در سالهای آینده افتخارات بیشماری را برای ایران به ارمغان آورند.
آرزوی موفقیت میکنم برای تیمی که همیشه عاشقانه دوستش داشتهام و برای سربلندیاش تلاش کردهام و از این به بعد عنوان هوادار و حامی بازیهای تیم ملی را دنبال خواهم کرد.
از مربیان عزیزم، بازیکنانی که در طول این سالها در تیم ملی همبازی بوده ایم و همیشه از دوستان خوب من هستند، از تمامی عزیزانی که در طول این سالها افتخار همکاری با آنها در تیم ملی را داشتهام، از مطبوعات و رسانههای ورزشی که همیشه سعی کردهام احترام متقابلی بین ما باشد از همه شما صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
از تک تک اعضای خانوادهام، دوستان خوبم در سراسر دنیا که همواره مرا یاری کردهاند، از همسرم و دختر عزیزم که در طول این سالها به علت حضورم در اردوها و مسابقات بیشتر اوقات را تنها بودهاند و سهم بزرگی در موفقیتهای من داشتهاند صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم و در پایان بعد از هفتهها سکوت لازم میدانم که نسبت به دو نکته اظهار نظر کرده و بعد از این هیچ اظهارنظر و مصاحبهای در مورد تیم ملی و فوتبال ایران انجام نخواهم داد.
اول آن که همه میدانیم با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ما از جام باشگاههای آسیا زنگ خطر برای فوتبال ایران به صدا در آمده است.
از تمامی پیشکسوتان و اهالی فوتبال که در فوتبال این مملکت زحمت کشیدهاند و دلشان برای فوتبال ایران میسوزد درخواست میکنم دست به دست هم داده و با همت و تلاش و دور اندیشی شرایطی را به وجود آورید تا فوتبال ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، بازگردد و از مسوولین فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند خواهش میکنم به جای نامهنگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمیرود به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و دراز مدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم.
کلام آخرم خطاب به افرادی است که بازیکنان ملی را وطنفروش خواندهاند
شما با ارائه کدام مدرک و با چه جراتی به خود اجازه میدهید در مورد بازیکنان ملی این گونه قضاوت کنید. بازیکنانی که در طول این سالها با کوچکترین چشمداشتی با تحمل اردوهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روحی و روانی ناشی از بازیهای مهم و سرنوشت ساز ملی و تحمل دوری از خانوادههایشان تنها به دنبال کسب افتخار برای وطن و مردمشان بودهاند و تلاش نمودهاند در تمامی مسابقات آسیایی و جهانی و لیگهای معتبر اروپایی از اعتبار ایران و فوتبال ایران دفاع کنند.
بازیکنان ملی همه این تلاشها را نکردهاند که حالا شما افراد اندک آنها را با این القاب ناشایست بخوانید. توصیه میکنم شب هنگام که سر بر بالین میگذارید کمی به شرف و وجدان فکر کنید تا فردا روز قبل از بیان هر مطلبی این دو ارزش انسانی که در وجود هر انسانی باید پیدا شود را مد نظر قرار داده و از این به بعد بازیکنان ملی را با القابی که شایسته آنهاست بخوانید.
کارنامه ما در راه به دست آوردن عزت و افتخار برای وطن و مردم دارای نمرات خوب و بد بسیاری است اما هرچه هست روشن است. از شما تقاضا دارم با ارائه نام و کارنامه خود به ما این افتخار را بدهید تا با ورق زدن کارنامه درخشان و زرین وطن پرستیتان ما نیز مقداری بر وطن پرستی خود بیفزاییم گر چه معتقدم مردم به خوبی بین ما وطنفروشان و شما وطنپرستان قضاوت خواهند کرد.
بازیکنان تیم ملی همیشه سعی کردهاند نماینده شایستهای برای مردم کشورشان باشند. از این رو در میادین جوانمردانه حضور پیدا کردهاند و تخلفات کمی را مرتکب شدهاند گر چه بسیاری از بازیها را باختهایم ولی اخلاق را فراموش نکرده ایم. در این دوره نیز تیم ما کمترین تخلفات را داشت و به عنوان کاپیتان تیم از تک تک بازیکنان متشکرم و از آنها دفاع میکنم.
لازم به ذکر است که بررسی تخلفات در بازیهای بینالمللی فوتبال فقط بر عهده فدراسیون فوتبال جهانی فیفاست و نه هیچ فرد و سازمان دیگری. با آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه ایرانیان.
شش بازیکن تیم ملی فوتبال ایران در مسابقه با کره جنوبی با مچ بندهای سبز وارد زمین چمن شدند. اگرچه نتیجه مساوی این بازی، ایران را از صعود به جام جهانی بازداشت اما آنچه توجه بسیاری از تماشاچیان را به خود جلب کرد ماجرای مچ بندهای سبز بود.
بسیاری از ایرانی ها این مچ بندها را نشانه حمایت بعضی از بازیکنان فوتبال از میرحسین موسوی دانسته اند. مهدی تاج، نایب رئیس فدراسیون فوتبال ایران اما در پاسخ گفته این دستبندها نشان ارادت بازیكنان تیم ملی به حضرت ابوالفضل بوده است.
مهدی مهدوی كیا، حسین كعبی، علی كریمی، مسعود شجاعی، جواد نكونام و محمد نصرتی شش بازیکنی بودند که در ابتدای مسابقه با دستبند سبز وارد میدان شدند، اما در نیمه دوم این دستبند تنها بر مچ مهدی مهدوی کیا دیده می شد.

من خیلی وقت است که گل خداداد عزیزی را فراموش کردهام اما هرگز مچبند سبز علی کریمی، مهدویکیا،مسعود شجاعی،جواد نکونام، حسین کعبی و محمد نصرتی را فراموش نمیکنم. حتی اگر نیمه دوم، مچبندها مثل رایهای ما توسط مشتی «خسوخاشاک» گم و محو شدند.
دیگر مهم نیست به جامجهانی برویم یا نه. ما امروز برنده بودیم ٦ قهرمان ملی امروز را هرگز فراموش نمیکنم. آنها قویترین مردان ایران هستند، نه نامرد گنده و بیآزرمی مثل حسین رضازاده که سرش همواره جلو قدرت خم بوده. این تیمملی ما است؛ حالا هر اتفاقی که برایش بیفتند، چه حذف و چه صعود، دیگر مهم نیست. ما تیمملی امروز را تا همیشه به یاد خواهیم داشتیم، حتی اگر مثل رایهایمان سرانجام خوشی نداشته باشد.
گل: مچبندهای سبز در جهت حمایت از انتخاب مردم ایران بود.

۲۰ خرداد ساعت 17.30







![]()



مناظره احمدينژاد و مهندس موسوي همانطور كه پيشبيني ميشد با طرح اتهامات يا سوالاتي بيپاسخ و مبهم از سوي رييس دولت نهم نسبت به مسئولان ديگر كشور و خانوادههايشان آغاز شد. احمدينژاد در اين مناظره بدون آن كه بتواند نقطه ضعفي از شخصيت ميرحسين موسوي را اثبات كند، حداقل 10 ادعاي جديد مطرح كرد كه در طول اين 4 سال ميتوانست به مردم بگويد اما ابدا حرفي از اين ادعاها نزد.
ميرحسين در اين مناظره صرفا به واقعيتها استناد كرد. مثلا او گفت كه بايد قانونمدار باشيم، دولت نهم قانونمدار نيست، وزيرش دكتراي تقلبي دارد و رييس او را تاييد ميكند. احمدينژاد البته در همين ميزگرد هم بارها سعي كرد قانون را زير پا بگذارد و وارد وقت سخنراني موسوي ميشد كه ميرحسين يك بار به او تذكر داد آقاي احمدينژاد در اين ميزگرد هم اين قانون گريزي را ثابت كرديد، حق نداريد در وقت من صحبت كنيد چرا كه من در وقت شما حرفي نزدم. موسوي همينطور سعي كرد افراد خارج از دولت را زير سوال نبرد و بيجهت و بدون مدرك اتهامي عليه كسي نسبت ندهد. او صبورانه و با متانت هميشگياش تلاش كرد حقايق جامعه را ارزيابي نمايد.
برخلاف او، رييس دولت نهم بارها از اسامي مانند پسران هاشمي رفسنجاني، پسر ناطق نوري، صفايي فراهاني و...نام برد و آنها را به فساد مالي و آلودگيهاي اقتصادي محكوم كرد؛ در حالي كه تاكنون هيچ دادگاه يا ارگاني در اين زمينه حكم يا راي نداده است.
احمدينژاد در اين ميزگرد موسوي را كه بنا بر فرمايشات امام (ره) و خيلي از سران كشور و مجلس در زمان جنگ به انتقاد از روزنامه رسالت پرداخته بودند ناقض آزادي بيان دانست؛ اما نگفت كه خودش در سالهاي قبل از جمله شاكيان اصلي روزنامه "سلام" بوده است و مطبوعات را به دادگاه كشاند.
به نظر ميرسد ادعاهاي احمدينژاد نتواند پله خوبي براي صعود او به دولت دهم باشد؛ چرا كه مردم ديگر تفاوت صداقت در گفتار و رفتار را تشخيص ميدهند.
ادعاهاي رييس دولت نهم در اين زمينه شنيدني بود؛
1- در زمان بازداشت افسران انگليسي در آبهاي ايران، توني بلر نخستوزير انگلستان رسما به من نامه نوشت و از ما معذرتخواهي كرد كه اشتباه كردهاند! بنابراين ما هم سربازان را آزاد كرديم. اين سند در وزارت خارجه هست!
2- رابطه ما با عربستان بسيار از 27 سال گذشته دولتهاي شما يعني هاشمي، خاتمي و موسوي بهتر بوده است. در دولت آقاي موسوي رابطه ما با عربستان قطع شد.
3- من 2 سوال درباره هولوكاست پرسيدم كه تمام نظام حقوق بشري غرب و دنيا و اروپا زير سوال رفت و همه فريادشان بلند شد.
4- در زمان هاشمي رفسنجاني بحرانهاي اجتماعي بسياري وجود داشت و حتي عده زيادي كشته شدند!
5- در حين تحصن مجلس ششم، نمايندگان مجلس ما با كنگره آمريكا تماس تلفني گرفتند و گفتند به كمك ما بياييد.
6- ستارهسازي براي دانشجويان را آقاي معين وزير علوم آقاي خاتمي دوست آقاي موسوي ابداع كرد! ما ستاره دار شدن دانشجويان را حذف كرديم و برداشتيم.
7- مطبوعات 320 هزار تيتر اهانت آميز عليه دولت نهم و من زدند.
8- دكترا براي من ارزش ندارد؛ من هيچ كدام اين دكتراها را قبول ندارم.
9- پسر آقاي هاشمي رفسنجاني رفت خارج و برگشت پولدار شد. هاشمي بنيان گذار اشرافيت در ايران بود. خانواده و پسرانش كه معلوم است هر كدام يك جا را در دست دارند؛ مثلا يكي صاحب مترو است و...
10- پسر آقاي ناطق نوري فكر ميكنيد چگونه پولدار شد؟ از همين وضعيت ميلياردها تومان پول و...
در اين ميزگرد دونفره، مهندس موسوي بارها تاكيد كرد كه نميخواهد و اخلاقي نميداند كه درباره مسائل خصوصي ديگران صحبت كند. آقاي هاشمي يا خاتمي خودشان بايد اينجا حاضر باشند و بتوانند درباره اين ادعاها و تهمتهاي آقاي احمدينژاد پاسخ بدهند. ميرحسين به پرونده مفاسد مالي احمدي نژاد در اردبيل در زمان مسئوليت استانداري اشاره اي گذرا كرد كه بايد روشن كند. موسوي همچنين عنوان كرد كه احمدينژاد و دولتش مدام به دنبال هيجان و روياپردازي بوده اند؛ احمدي نژاد مدام هر جا كه وارد ميشود ميگويد ميخواستند مرا بربايند! اين چه توهمي است كه ما مدام داريم. به فكر رفع مشكلات مردم باشيد. او تاكيد كرد: من 4 سال است مدام شنيدهام كه آقاي احمدينژاد پيش بيني ميكند فرانسه دارد سقوط ميكند. انگليس در حال نابودي است. آمريكا در حال فروپاشي است. اينها چه دردي از ما دوا ميكند؟
موسوي همينطور به احمدينژاد كه اتهامات مختلفي به مسئولان كشور و خانوادههايشان وارد ميكرد اعلام كرد: مگر شما نبوديد كه وجهه رييس بانك پاسارگاد را لجنمال كرديد؟ حالا چرا همين فرد را مشاور خود كردهايد؟ اين اتهاماتي كه ميزنيد به ديگران، چه ربطي به من دارد؟ شما همچنان به دنبال هيجان و مديريت رويايي و...هستيد.
احمدينژاد در اين برنامه بارها برافروخته و عصباني شد؛ حتي نسبت به زمانبندي و نحوه برنامه به مجري اعتراض كرد. او هرگز سند يا مدرك مستندي براي به اصطلاح افشاگرياش ارائه نكرد. شايد علت عصبانيت آقاي رييس جمهور اصولگرايان اين بود كه هرگز نتوانست ماهيت و مشي اخلاقي و گفتماني خود را تغيير دهد؛ او مدام براي ديگران پروندهسازي كرد و به جاي پاسخگويي به مشكلات مردم و كشور، مسائل بيارتباط با مسئوليتش را طرح كرد.
كارشناسان معتقدند كه آخرين حربه احمدينژاد براي جلب نظر مردم ابدا به او كمكي نخواهد كرد؛ چرا كه با مردم صادق نبوده است.


به مناسبت روز جوان

خبرگزاري فارس: مديرعامل نمايشگاه بين المللي مشهد از برپايي نمايشگاه فروش بهاره بصورت عرضه مستقيم كالا از 19 اسفندماه جاري در محل دائمي نمايشگاه بين المللي مشهد خبر داد.

محمد سيدي در گفتوگو با خبرنگار فارس در مشهد افزود: اين نمايشگاه با هماهنگي سازمان بازرگاني خراسان رضوي و با همكاري مجامع امور صنفي، توليدي و توزيعي و اداره كل تعاون برپا مي شود.
وي اظهار داشت: اين نمايشگاه در فضايي بالغ بر 18 هزار متر مربع با حضور بيش از 550 شركت كننده داير ميشود.
وي خاطرنشان كرد: اين نمايشگاه سالانه هنگام شروع فصل بهار بمنظور تامين نياز و تنظيم بازار اقدام به عرضه مستقيم كالا و خدمات مي كند و قيمت اقلام به ميزان 15 تا 20 درصد پائينتر از قيمت بازار بوده و محصولات كارخانجات نيز به قيمت درب كارخانه به متقاضيان ارائه مي شود.
به گفته سيدي در اين نمايشگاه كه به مدت يك هفته داير است، پوشاك، كيف، كفش، محصولات بهداشتي، صنايع غذايي، لوازم خانگي و ساير كالاهاي مورد نياز شهروندان ارائه خواهد شد.
اميدوارم خريد خوبي داشته باشيد ...
اول از هر چیز جا داره که از طرف خودم تشکر کنم از همگی برای پست قبل و یک ساله شدن وبلاگ امیدوارم بتونیم از این به بعد چیزهای بیشتری یاد بگیریم و وقتمون رو در اینترنت هدر ندیم. امروز به این فکر افتادم که در مورد روز عشق با هم صحبت کنیم البته هیچ ربطی به روز ولنتاین نداره ولی این طور باب شده در بین ما... اگه مایلید با نام خدا شروع میکنم.
میدانم از هر آنچه خوانده ام، از هر آن سرگذشت و قصه که گوشم شنوده ست، که عشق راستین را راه هموار،هرگز نبوده است.
شکسپیر
.jpg)
روز تکریم عشق
ایرانیان باستان شادی را پدیده ای اهورایی و مایه تحرک و پیشرفت انسان می دانستند و به همین دلیل هر فرصتی را جهت برگزاری مراسم شادمانه استفاده می کردند. ایرانیان یکتا پرست همایش ها و گردهمایی های شاد خود را جشن می خواندند که به معنی ستایش و شکرگزاری است.
به این ترتیب جشن هایی مثل مهرگان که پس از برداشت محصولات کشاورزی جهت تشکر از خداوند به خاطر استحقاق محصولات کشاورزی ، جشن تیرگان که به واسطه شکر نعمت آب و باران بر پا می شد و جشن سده که به دلیل سپاس از آفرینش آتش برگزار می شد.
به این شکل ، جشن اسپندگان که در روز پنجم اسفند ماه برگزار می شد نیز جشن شکرگزاری از کردگار به سبب آفرینش عشق زن و مادر به حساب می آمد. به همین دلیل هم مردان در این روز به بانوان و مادران هدایایی اهدا می کردند و آن ها را از کار کردن معاف می داشتند.
این امور همه زمانی صورت می گرفت که در یونان زنان را به تعبیر ارسطو درازگیسوانی می دانستند که تنها یک درجه از بردگان برتر بوده اند. اعراب دختران را در بدو تولد زنده به گور می کردند و هندی ها رسم ساتی یا همان زنده به گور کردن زن پس از مرگ شوهر را در مورد زنانشان به کار می بستند.
اما امروز در حالی جشن های خدا محور ، بشر دوست و طبیعت مدار ایران باستان به فراموشی سپرده می شود که هر روز شاهد رشد روز افزون برگزاری مراسم وارداتی چون هالوین ، ولنتاین و .... در کشور هستیم با این تفاسیر این پرسش مطرح می شود که آیا عدم حمایت از جشنهایی چون اسپندگان که اغلب در توصیف نعمت های الهی و اهداف والای بشری شکل گرفته اند به ورود هر چه بیشتر فرهنگ ها و یا ضد فرهنگ های بیگانه منتهی نمی شود؟
آیا چنین امری همه گیرشدن ولنتاین و سایر جشن های وارداتی در میان قشر جوان کشور را سبب نخواهد شد؟ و آیا معرفی جشن اسپندگان به عنوان روز بزرگداشت عشق آن هم در شرایطی که تاریخ برگزاری این جشن مطابق تقویم امروزین کشور مصادف است با بیست و هفتم بهمن ماه یعنی فقط سه روز پس از تاریخ برگزاری ولنتاین غربی ها به عدم تمایل جوانان به ولنتاین و گرایش آن ها به اسپندگان منجر نخواهد شد؟ البته دولت مردان هم در این قضیه بی تقصیر نیستند حتی رسانه ها که به جای اون همه برنامه های ضعیف به فکر گسترش این آیین نیستند. به هر حال تکریم عشق این هدیه بزرگ ایزدی باعث ورود عشق به زندگی انسان ها می شود.
جشن اسپندگان یا اسپندارمندگان یکی از جشن های ایران باستان برای پاسداشت زنان و بانوان بوده است. در این روز بانوان لباس و کفش های نو می پوشیدند و از کارهای روزمره ی خود در خانه معاف می شدند و مردان و پسران وظایف آن ها را به عهده می گرفتند.
زنان ایرانی در 4000 و اندی سال پیش یک روز در سال در حکم پادشاه خانه بر تخت می نشستند و مردان باید از زحمات و تلاش دلسوزانه آنان قدردانی می کردند و مقام والای وی را ارج می نهاند.
سپندارمند نام فرشته ای در آیین زرتشت است که فرشته ی زمین است و ماه اسفند نیز به نام سپندارمند نامگذاری شده است.
سپندارمند در اصل اوستایی سپنتا آرمشتی ( به معنی فروتنی) مقدس است و در اساطیر نیز می توان گفت که ایزد بانوی زمین کشاورزی و رشد نباتات است و همین طور دختر هر فرد به شمار می آید.
سپندارمند بیشتر جنبه ی زایش و عشق مادر و جشن آن نیز به اسپندگان در ماه اسفند برگزار می شده است.
این جشن تا قبل از اسلام برقرار بود ولی در چند سال اخیر دوباره زنده شد و ایرانیان اصیل آن را جشن می گیرند. ولی بهتر این بود که ما هم به این جمع اندک بپیوندیم و همه ی مردم این روز را جشن بگیرند.
شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 2۵ بهمن يعني ولنتاين به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم .



مایکروسافت عادات استفاده کاربران خود از سیستم عامل را تحلیل کرده و ویندوز 7 را بر اساس آن بهینه نموده است. برای مثال مایکروسافت دریافته که 70 درصد کاربران ویندوز همیشه بین 5 تا 15 پنجره را باز نگه می دارند. اما در بیشتر زمان کار از یک و یا دو تا از این پنجره ها به صورت فعال استفاده می کنند. تمام این گونه اطلاعات به مایکروسافت کمک کرده تا ویندوز 7 را به گونه ای طراحی کند تا محیط کاربری بهتری نسبت به گذشته داشته باشد.
آفای Jon DeVaan یکی از مقامات مایکروسافت می گوید : با وجود اینکه ویندوز Seven بر روی کدهای پایه یکسان(same code base as Vista) با ویندوز Vista ساخته شده ، اما ویندوز Seven خواهد توانست سریعتر از ویندوز ویستا بالا بیاید چون ویندوز Seven درایور قطعات سیستم را به صورت موازی لود می کند در حالی که ویستا این کار را به صورت سریال (تک تک) انجام میداد و همچنین ویندوز Seven تعداد سرویسهایی که در هنگام استارتاپ ویندوز ، اجرا می شدند را کم کرده است .
ویندوز Seven همچنین پیشرفتهایی نیز درهسته (kernel) داشته ، طوری که CPU در فرکانس پایین تری کار می کند(run) می شود و مدت زمان بیشتری بیکار می ماند.



یک تغییر عمده این سیستم عامل نوار ابزار (taskbar) آن است. نوار ابزار ویندوز 7 با تلقی رایج ما از نوار ابزار (که از ویندوز 95 تا به حال دیده ایم) تفاوتی به اندازه یک دنیا دارد.

متون توضیحی روی دکمه ها به تاریخ پیوسته اند و جای خود را به ایکون های بزرگ داده اند. نحوه چینش ایکون ها بالاخره تغییر کرده است؛ دیگر اجرای یک برنامه باعث به هم ریختن ترتیب و نحوه قرار گیری ایکون هایتان در نوار ابزار نمی شود. هم اکنون برای باز کردن پنجره ها از درون نوار ابزار می توانید به صورت 2 مرحله ای عمل کنید، ابتدا موس را بر روی ایکون آن پنجره قرار دهید تا پیش نمایش کوچکی از آن را مشاهده کنید و سپس با کلیک بر روی این پیش نمایش وارد صفحه مورد نظر شوید. کلیک راست بر روی ایکون ها یک رابط کاربری جدید را در اختیار شما قرار می دهد که مایکروسافت آن را "Jump Lists" می نامد.



«نگاه انداختن» به دسکتاپ خیلی مهم است. به خاطر اینکه در ویندوز 7 دسکتاپ جایی است که گجت ها در آن زندگی می کنند. این روزها همه از لپ تاپ استفاده می کنند و در یک لپ تاپ با آن نمایشگر کوچک دیگر جایی برای ساید بار که در ویندوز ویستا تعبیه شده بود باقی نمی ماند. بنابراین این گونه شد که در ویندوز هفت کل دسکتاپ به گجت ها اختصاص یافت. حالا وقتی هم که تعداد زیادی پنجره روی دسکتاپ باز است. با یک نگاه کوچک میتوانید از وضعیت آب و هوا روی دسکتاپ مطلع شوید. (عکس بالا)
بخش Taskbar ( در پایین سمت راست جایی که ساعت قرار دارد ) هم بهبود یافته است. مشکل این بخش همیشه این بوده است که با ایکون های بی مصرف پر میشده است. در ویندوز 7 این بخش کاملا توسط کاربر کنترل میشود. شما تعیین میکنید که چه آیکونی نشان داده بشود و چه آیکونی پنهان بماند. برنامه هایی که جدید نصب میشود و به Taskbar اضافه میشوند به صورت پیش فرض در این بخش پنهان می مانند.



به چهار دلیل بعد از آمدن ویندوز 7، دلیل زیادی برای زنده ماندن ویستا وجود نخواهد داشت:
- اگر نرم افزای روی ویستا اجرا شود بدون مشکل روی ویندوز 7 هم اجرا می شود.
- اگر کامپیوتری قادر است سیستم عامل ویستا را اجرا کند می تواند ویندوز 7 را هم اجرا کند، تازه سریع تر از ویستا، این یعنی عدم نیاز به سخت افزار قوی تر جهت اجرای ویندوز 7
- مصرف باطری در ویندوز 7 بهینه است. بنابراین طول عمر باطری لپ تاپ ها با ویندوز 7 بیشتر از ویستا خواهد بود.
- ویندوز 7 از همان روز اول ارایه، در مقایسه با ویستای سرویس پک 1 قابل اطمینان تر خواهد بود.
به نظر میرسد، مایکروسافت با ارائه ویندوز سون قصد غافلگیر کردن کاربران را داشته. از ویژگی های جدید ویندوز سون، می توان به پشتیانی از هارد دیسک مجازی و یه یوزر اینترفنس کاملا جدید و قشنگ و ویژگی های تصویری و گرافیکی جدیدی اشاره کرد!
بیل گیتس طی مراسمی که در توکیو برگزار میشد، در کنفرانس Windows Digital Lifestyle Consortium به سخنرانی پرداخت و یه سری از ویژگی ها و اطلاعات جدیدی رو از ویندوز سون آشکار کرد. بیل گیتس برخی از ویژگی های ویندوز سون رو به شرح زیر اعلام کرد :
استفاده کمتر از انرژی، اشغال فضای کمتری از رم، افزایش و سهولت کانکت شدن با بقیه کامپیوترها و موبایلها، بهترین پلتفرم برای بازی و نیز اینترنت و ….





روش خرید : (پرداخت پستی) شما برای خرید محصول فوق و يا محصولات ديگر میتوانید با كليك بر روي خريد پستي و با تکمیل فرم خريد پستي , ابتدا سفارش خود را درب منزل یا محل کار در هر جای ایران , تحویل گرفته و سپس مبلغ آن را به مامور پست پرداخت نماييد.
بهترین و لذت بخش ترین خرید اینترنتی خود را داشته باشید.
قيمت : 4000 تومان تعداد : 1 دی وی دی
شب کریسمس و سال نو میلادی رو خدمت همه شما عزیزان تبریک عرض می کنم .
امیدوارم سال میلادی خوب و خوشی رو بگذرونید.

درباره کریسمس و سال نو میلادی اطلاعاتی را در ادامه داستان قرار داده ام اگر وقت کردید بخونید جالب است ...
سلام به همه ی دوستان عزیز بالاخره بعد از ۲ هفته چشم ما به دیدار شما و اینترنت روشن شد
وای چقدر سخته ترک کردن کامپیوتر و اینترنت من واقعا توی این چند روز حسابی فهمیدم این معتاد های بیچاره چی میکشن !!!!!!!!!!!!!! خدا صبرشون بده
حالا از این حرفها که بگذریم به قول یارو گفتنی سخن دوست خوش تر است
حالا سخن دوست چیه؟؟؟؟؟ با چند تا سوال شروع میکنم تا برسم به موضوع اصلی خوبه ؟؟؟
پس برید سراغ ادامه داستان ...
السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان
حضرت رضا (ع) مبارک باد.


آهو به سرچشمه به چه کار آمده ای
تشنه شده ای یا به شکار آمده ای
نه تشنه شدم نه به شکار آمده ام
عاشق شدم و دیدن یار آمده ام
در زیر عکس چند تا از این ویرو س های جالب که به شکل عروسکهای خوشگل ساخته شده اند را با اندازه ای معادل1000000 برابر اندازه واقعی اونا می تونید ببینید.
آماس لوزه ها ( باد کردگی لوزه)

اولسر

باکتری بوی بد دهان

باکتری های بیمازی زا

تاول و جوش

عامل بیماری سوزاک

عامل بیماری هاری

عامل بیماری اسهال خونی

عفونت

ویروس ایدز

کرم کتاب

ویروس سرما خوردگی

ویروس سفلیس


ما همان آدم هایی هستیم که تا چند روز پیش گلشیفته را پاک ترین و باهوش ترین بازیگر سینمای بعد از انقلاب می دونستیم ولی الآن ناپاک ترین شاید خرف ترین ! راستی چی بر سر ما اومده که انقدر سریع رنگ عوض می کنیم ؟ انقدر سریع تصمیم می گیریم در مورد دیگران ، در صورتی که اطلاع کافی نداریم.
من از خودم بدم اومد وقتی گلشیفته رو اینگونه دیدم و ...
ای کسانی که از گلشیفته ناراحتید و این حرفا رو زدید . ناراحتی شما از کجاست؟ آیا غیرتی شدید که این عکسها رو از گلی دیدید؟و برای این هست که می گید از گلشیفته بدمان اومد؟ می گویید گلی دیگه همه چیز رو خراب کرد؟
یا نه... برای این ناراحتید که گلشیفته به جایی رفت که در حد گلی بود و برای او لازم و حالا می خواهد تازه هنر نمایی کند ؟
دوستان خوبم مثال رفتن گلشیفته از سینمای ایران به سینمای هالیوود دقیقا مانند شاگرد سخت کوشی است که در یک دهات بسیار کم امکانات و دور مشغول تحصیل است. ولی برای اینکه پیشرفت کند به یک مدرسه در شهر می رود ولی به خاطر پاره ای از مسائل به دهش باز نمی گردد ولی تمام تلاشش را برای سربلندی آن ده می کند ولی چون مردم از این ناراحتند که چرا رفته است ، اورا دیگر دوست ندارند. درسته این شاگرد می تواند مهندس و دکتر شود ولی کدام دانشگاه ؟ در هر مرحله ای انسان اول باید به فکر موفقیت خودش باشد تا بتواند به موفقیت رسیدن دیگران هم کمک کند.
گلشیفته ی ما همان گلشیفتست.همان میمچه ی درخت گلابی . همان روناک اشک سرما . همان سپیده ی میم مثل مادر و همان اتی بوتیک و همان فیلمهایی که اکران نشدند ...
گلشیفته رفت چون باید می رفت.گلشیفته رفت ولی شک نکنید از ته دل نرفت.
شما را به خدا قسم میدم ، زود تصمیم نگیرید فقط یک دقیقه ، فقط و فقط یک دقیقه خودتون رو جای گلی بذارید ... بعد اگر تصمیمتون غیر از او بود ... نميدانم چرا بايد از دست گلشيفته فراهاني عصباني بود . گلشيفته همان گلشيفته سابق است هيچ فرقي نكرده . همان كسي است كه زماني بعنوان يك هنرمند توانمند در اين مملكت به نقش آفريني مي پرداخت .
آنچه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه گلشيفته هم اكنون هماني هست كه ميخواهد باشد نه آن كسي كه مجبور بود باشد .
گلشيفته هاي فراهاني تا زماني كه در مملكت خود زندگي ميكنند مجبورند نقش در نقش بازي كنند . يك نقش دائمي دارند در يك فيلم دائمي كه فيلم زندگي شان است . مجبورند براي ماندن و زيستن هر روز نقش بازي كنند نميتوانند خودشان باشند چرا كه نميگذارند خودشان باشند پس مجبورند در فيلم زندگي خود نيز بازيگري كنند . كار سختي است در عين حضور در سكانس هاي مختلف زندگي مجبوري به نقش آفريني هاي ديگر بپردازي .
اين هنرپيشگي نهادينه شده از ويژه گي هاي اكثريت ما مردم اين مرز و بوم ميباشد . البته متاسفانه در بسياري از موارد رنگ نفاق به خود ميگيرد . بايد نقش يك حزب اللهي را بازي كنم تا در فلان اداره استخدام شوم . بايد ريش بگذارم تا ترفيع بگيرم . بايد چادر به سر كنم تا انتقالي ام جور شود . بايد دكمه بالايي پيراهنم را ببندم و يك تسبيح به دست بگيرم تا در گزينش رد نشوم . بايد مدرك قلابي جور كنم تا پرستيژ اجتماعي داشته باشم و …… هزاران بايد ديگر . همه اينها يعني نقش بازي كردن اما نه به معناي هنرپيشگي بلكه به مفهوم نفاق . هر روز شاهد چهره زشت نفاق در جامعه هستيم ، نفاقي كه تبديل به يك عادت شده است .
گلشيفته فراهاني در فيلم تازه اكران شده ” مجموعه دروغ ها ” تنها در يك نقش ظاهر شده است . گلشيفته فراهاني روي فرش قرمز خودش مي باشد ، هماني كه ميخواهد باشد ، هماني كه باور دارد . اگر بي حجابي او را گناه بدانيم بايد اقرار كنيم در مقابل نفاق و فريبكاري گناهي بسيار كوچك است . تعجب ميكنم از جماعتي كه با ديدن عكس هاي گلشيفته فراهاني در خارج از ايران فريادشان به آسمان رفته و جامه بر تن ميدرند اما در مقابل خيانت بزرگي كه آقاي كردان وزير كشور جمهوري اسلامي مرتكب شده لال شده اند . صداقت و يكرنگي امثال گلشيفته فراهاني او را در مقابل نيرنگ و فريب اين منافقان مكار و روباه صفت كاملا متمايز ميكند.
آری سی سال در این کشور در شیپور حجاب اجباری کردند و آخرش نتیجهاش این شد. به چه راحتی این همه تبلیغات و این همه بگیر و ببند خب نتیجهاش چی شد؟ یکی از دوستان تعریف می کرد وقتی که هواپیما از مرزهای این سرزمین میگذرد انگار داخل هواپیما زلزله میاید نمیتوانی باور کنی که این افرادی که در اینجا نشستند همان افراد محجبه و سر به زیر یک دقیقه پیش هستند روسریها پائین میاید و تاپها نمایان میشود.
در مالزی و لبنان و ترکیه و فرانسه و ... هر دختر مسلمانی با افتخار حجابش را انتخاب میکند و برای ورود به دانشگاه با حجابش میجنگد و حقش را میگیرد اما اینجا برای نداشتن حجاب مسابقه گذاشتند.
آقایانی که در حرکتی انقلابی حجاب را بر خلاف نظرات آیت الله خمینی و طالقانی اجباری کردید نتایجش رو در جامعه امروز ما ببینید، یک نمونه اش اینه که ایران اولین و بزرگترین وارد کننده لوازم آرایشی است. دیگه شما فرق عروس خانم را با یک دختر عادی نمیتونی تشخیص بدهی، خیابان و دانشگاه با مجالس و تالار های عروسی یکی شدند.
گلشیفته یک دختر ایرانی است و حاصل تربیت و تاثرپذیری در این جامعه و اصطلاحا فرزند انقلاب است و اینگونه برای اینکه به قلههای افتخار در هالیوود برسد (هالیوودی که اخ هست و بد هست اما برای اینکه تار چند بازیگر ایرانی در فیلمهای سینمائیمان دیده نشود ترجیح میدهیم فیلمهایش را در تلویزیون ایران با تدوینی تازه به خورد ملت بدهیم) رفتار میکند و به سیاستهای تمام این سالها دهن کجی میکند.
گلشیفته دهن کجی میکند به رفتاری که در سی سال گذشته در حق زن ایرانی شده است. راستی مگه در دوران رژیم گذشته تمام زنهای ایرانی بی حجاب بودند که آن را اجباری کردید. باور کنید که در یک مورد با رضاخان هم کاسه هستید آره کشف حجاب با حجاب اجباری و حکومتی هیچ توفیری ندارد یکی از این طرف بام افتاده یکی دیگه از آن طرف بام. یکی افراط یکی تفریط. نتیجه اش همین میشود.
بیایید خودمان را گول نزنیم
به گمانم هنوز برخي ها به درستي متوجه اقدام گلشيفته فراهاني نشده اند. يكبار كوتاه همه چيز را شرح مي دهم:
گلشيفته با دريافت يك پيشنهاد از هاليوود، تصميم مي گيرد تا در آن فيلم بازي كند و خود را و تواناييهايش را در سطح جهان نشان دهد. اما از طرفي دوست داشته كه در داخل كشور نيز فعاليت كند. از اين رو با درخواست از عوامل فيلم مجموعه دروغها، با رعايت تمامي موازين در آن فيلم حضور يافته. وقتي خبر حضور او در اين فيلم منتشر شد، بسياري مي ترسيدند كه مسئولان به دليل اينكه گلشيفته يك مسيري را باز كرده و اولين لژيونر زن سينماي ايران است، با او رفتار ناشايستي بكنند. در همان 2 ماه شايعات، چيزي كه مي ترسيدند، اتفاق افتاد. وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات، در زير سكوتشان، گلشيفته را تحت بدترين بازجويي ها و فشارها قرار دادند و در آخر تحت فشار رسانه ها اجازه دادند تا او از كشور خارج شود. گلشيفته وقتي اين رفتار ناشايست را از جانب مسئولان ديده، پاهايش براي بازگشت به ايران سست شده و ترس وجودش را فرا گرفته. اينكه چه بلايي مي خواستند سر او بياورند، معلوم نبوده!
گلشيفته به خاطر آنكه در وطنش باقي بماند، در يك فيلم هاليوود با حجاب بازي كرده. ولي وقتي مي بيند كه مسئولان به جاي قدرداني و حمايت از او، حتي تهديد و تحقيرش كرده اند و مي خواهند جلوي آزاديش را بگيرند و نگذارند تا در هاليوود هم فعال باشد، او روي دنده ي لج قرار مي گيرد و در مصاحبه با ديلي نيوز، پنبه ي آقايان را مي زند و حيثيت نداشته اشان را بر باد مي دهد و ديگر حاشيه ها و احتياط ها را رها مي كند و آنطور كه دوست دارد در مراسم حاضر مي شود. چرا كه مسئولان به او توهين كرده اند و او جرات بازگشت هم به ايران ندارد. او حالا در هاليوود مانده. مي دانسته كه نمي گذارند در كنار سينماي ايران، به فكر عرصه هاي جهاني هم باشد. مي دانسته كه احتمال رفتار وحشيانه در قبالش وجود دارد. به همين دليل تصميم گرفته براي مدتي در هاليوود باشد و در آنجا بازي كند تا شرايط براي بازگشتش مهيا شود. همين! نمي دانم اين كجايش مي تواند غرور و يا فريب خوردن از هاليوود باشد!
منبع: چند سایت طرفدار گلشیفته
.jpg)
سلام به همه ی دوستان عزیز
حتما طی چند روز گذشته خبرهایی در مورد افتتاح برج میلاد در تهران شنیدید طی وبگردی های معمول خود در اینترنت
به مقاله ای علمی در این مورد برخوردم اول احساس کردم طولانی و خسته کننده است و به دیدن عکس های کامپیوتری بسنده کردم ولی بعد تصمیم گرفتم با دیسکانکت کردن اینترنت به مطالعه بپردازم و بعد از مطالعه و جذابیتی که داشت تصمیم گرفتم توی ترنم بزارم
امیدوارم شما هم در فرصت مناسب بخونید
مقدمه:
فناوری ساخت برجهای بلند در دنیا عمر زیادی ندارد برجهای بلند از این جهت اهمیت زیادی دارند كه برای چندین منظور مورد استفاده قرار می گیرند ، از طرفی برای انجام یك طرح بزرگ چند منظوره طبعاً باید توان فنی و مهندسی در زمینه های مختلف در كشور موجود باشد . همچنین باید شرایطی فراهم كرد كه همه بتوانند در كنار هم و با برنامه ریزی كار كنند . وقتی كشوری فناوری موشكی دارد یعنی كه مهندسی های مكانیك ، هواو فضا ، شیمی ، متالوژی ، كامپیوتر وبرق ومخابرات پیشرفته ای دارد و مهمتر اینكه میتوانداین فناوری هارا در كنار هم قراردهد و محصول نهایی تولید كند .
برج هم چنین چیزی است . برای ساختن یك برج ، باید توان مهندسی عمران و سازه ، مهندسی معماری ، مهندسی مكانیك ، برق ، مخابرات و همچنین قدرت تولید و كنترل ساخت قطعات ، تاسیسات و …وجود داشته باشد و البته شرایطی كه این فناوری ها بتواند كنار هم كاركنند .
ایده ساختن یك برج مخابراتی ـ تلویزیونی در تهران حدود 8 سال پیش مطرح شد . سپس مطالعات دقیق برای برسی امكان و چگونگی ساخت آن انجام شد تاینكه طرح در سال 75 رسماً شروع به كار كرد طرح به طور كلی تشكیل شده است از برج و ساختمان راس آن ، مركز جشنواره ها و همایش های بین الملل، مجموعه تجارت جهانی ، هتل پنج ستاره و پارك ای تی .
در ادامه مقاله به تحلیل و برسی هریك از قسمتهای ذكرشده طرح پرداخته خواهد شد که دیگه اینجا نیست برید ادامه داستان ...
.jpg)
.jpg)

.jpg)
منبع: http://www.vojoudi.com
توي مملکت ما همه دوست دارن دانشجو بشن
اونم چه دانشجو شدني!!!
![]()
اما از بعدش که خبر ندارند، دارند؟!

تازه هنوز مونده تا بفهمند چه خبره...

دانشجو ، یک هفته قبل امتحان

دانشجو ، شب امتحان

دانشجو ، ؟؟ دقیقه قبل امتحان

دانشجو ، در حین امتحان

دانشجو ، بعد از امتحان
با تمام این وجود شک نکنید که تا ابد ...


چاه ها را پر کنید ! « علی » دگر خاموش شد ! ...
نخل ها را سر برید! «علی» دگر بیهوش شد!...
باده و ساغر ، می و صهبا و جام باده را
بر زمین ریزید دگر! «علی» مدهوش شد!...
مستی اندر می چه جویی؟! باده از «علی» ست مست!...
آتشی اندر تنورِِ جان ِ بریزید«علی» بیهوش شد!...
قله قافِ دلم ، فرق ِ دوتای ِ «ایلیا» ست !...
اندر این قاف ِ پر از غربت ، دلم مدهوش شد!...
دست من در دست «علی» بود و دل در دامنش.
ناله ی "فُزْتُ برٌب" دانی چرا در گوش شد؟!...
«ایلیا» در کاوش ِ آن ناله ، نیت کوش شد!...
آه! چه بود حرف ِ «علی»؟! چاه بر من گفت!آه!
منتهای ِ حرف ِ «علی» : « حرف ِحق بنیوش! » شد!...
دردِ «علی» ، جهل مردم و بود و زخم ِ غربتش!
حرفِ «علی» : " هان! تو برهر ظالمی بخروش! " شد!...
دین ِ «علی» : " جان خود در راه حق بفروش ! " شد!...
زهدِ «علی» : " عدل و حق را هیچ گه مفروش!" شد!...
آه! دیگر کوه غم آوار شد بر دوش من !
«ایلیا» جانش رها شد! «ایلیا» بر دوش شد!...
چاه ها را پرکنید! « ایلی » دگر خاموش شد!...
چاه ِ پر آب دلم خشکید و پر خون! ، دوش شد!
بچه هاي خوب مهدكودك
يك جعبه رنگي از آجر هاي پلاستيكي جايزه مي گرفتند
...
تمام شعرهايم را حفظ كرده بودم...
نقاشيهايم را به موقع مي كشيدم،
گريه نمي كردم و
ناخن هايم هميشه كوتاه بود
من هم كودك خوبي شدم...
يك جعبه،
از آن من شد...
...
پدرم،
مادرم،
من،
و
آخرين مهره ي پلاستيكي را
در بالا ترين نقطه قرار دادم
يعني خوشبختي..
و چه كودكانه به ساختاري زيبا از زندگي رسيده بودم
معصوميتم را در حجمي رنگارنگ و بدون زشتي استوار كرده بودم...
...
اما متزلزل
كه با نسيم باز شدن در
فرو ريخت...
آري فرو ريخت
گويي همه چيزمان فرو ريخت...
پدرم فرو ريخت
...
مادر مي گفت زشتي وجود ندارد...
و تنها ضعف انسانهاي بيچاره را زشتي مي نامند...
و چه بسيار بودند بيچارگان در اطراف ما...
و هنوز بعد از نوزده سال نتوانسته ام
مهره اي را بر روي مهره ي ديگر بند كنم
و ديگر ساختار زيبايي ام پيچيده و مبهم مي نماياند...
به راستی خوشبختی یعنی چه؟

راز خوشبختی
لبخند زدن به دیگران است
و آرام کردن آنها
وقتی که اندوهگینند
همان گونه که شمع
در اتاقی با دیوارهای سپید
بهتر می درخشد
خوشبختی ما نیز
وقتی از انعکاس لبخند دیگری
به ما می رسد
درخشان تر است
اویتا/پاول ویلسون
نمیدونم چی شد که تصمیم گرفتم در موردش بنویسم ولی وقتی نوشتم با خودم فکر کردم شاید یکی از دلایلش وجود سریال مثلا طنز عطاران یا مامور بدرقه باشه قضاوت با خودتون
نام: مهران مدیری
متولد 1340 در تهران.
دیپلم.
فعالیت هنری اش را از تئاتر آغاز کرد و در رادیو ادامه داد.
با نوروز 72 خوش درخشید و سپس در تمام برنامه های طنزی که خود کارگردانی و بازی کرد، موفق بود.
او در دومین مجموعه تلویزیونی که تنها به عنوان بازیگر حضور داشت - دردسر والدین - باز هم موفق بود!
/ فیلمهای سینمایی /
دیدار (محمدرضا هنرمند، فقط بازیگر، 1373)
توکیو، بدون توقف (سعید عالم زاده، فقط بازیگر، 1381)
دایره زنگی ( بازیگر 1387 )
همیشه پای یک زن در میان است ( بازیگر 1387 ) و ...
/ مجموعه های تلویزیونی /
نوروز 72 (جنگ تلویزیونی، داریوش کاردان، فقط بازیگر، 1371)
پرواز 57 (جنگ تلویزیونی، بازیگر، 1372)
ساعت خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1373)
سال خوش (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1373)
نوروز 77 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1376)
جنگ 77 (مجری، کارگردان و بازیگر، 1377)
ببخشید شما؟ (جنگ تلویزیونی، کارگردان، مجری و بازیگر، 1378)
پلاک 14 (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1378)
نود شب (جنگ تلویزیونی، بازیگر و کارگردان، 1379)
بررسی طنز در تلویزیون (مجری و کارگردان، 1379)
دردسر والدین (مجموعه، مسعود نوابی، فقط بازیگر، 80/1379)
پاورچین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1381 )
نقطه چین ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1382 )
جایزه بزرگ ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
شب های برره ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1384 )
باغ مظفر ( مجموعه، بازیگر و کارگردان، 1385 )
مرد هزار چهره (مجموعه بازیگر و کارگردان 1387) و ...
او قصد دارد بزودی اولین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کند.
واقعا طنز بدون او معنا ندارد اینطور نیست؟

صداي پاي رمضان كه در كوچه و خيابان ميپيچد، ناخودآگاه همه چيز رنگ و بوي تازهاي به خود ميگيرد.روز اول ماه رمضان پيش از اولين افطار چهره شهرهاي ايران كاملا صداي پاي رمضان را ميشنوند. از بوي آشرشته گرفته تا سنگك داغ سر كوچه. گرچه پيش از افطار، چهره شهرهاي بزرگ بهويژه تهران پايتخت هم ديدني است، شهر بخاطر ترافيك گرهاي ميخورد كه شايد گاهي اوقات آرزو كني، پيش از افطار ديگر در خيابان نباشي...
اما ماه رمضان جزو معدود زمانهايي است كه زندگي ماشيني مردم شهرهاي بزرگ را تحت تاثير قرار ميدهد، چرا كه خانوادههاي گرفتار، فرصت پيدا ميكنند كه سر يك سفره غذا بخورند و دور هم باشند، زماني كه صداي ربنا در كوچه و خيابان ميپيچد، روح و روان شما را به سوي يك فضاي روحاني ميكشاند. از طرفي شايد در طول سال خانوادهها كمتر به ديد و بازديد يكديگر بروند، اما رمضان فرصت خوبي است تا آنان افطار را در كنار هم باشند.
در اين ماه كوچه و خيابان ويژگيهاي خاص خود را دارد، صفهاي طولاني نان پيش از افطار و صف حليم و آشرشته و شلهزرد هم براي خود جذابيتهاي خاص دارد. از كودكيمان با اين ويژگيها آشنا بوديم و همچنان ادامه دارد، البته بايد بوي زولبيا و باميه تازه و روزه كله گنجشكي بچهها را هم اضافه كرد. پيرمردي ميگويد: دلم براي رمضانهاي دوران كودكيام تنگ شده است. آن روزها رمضان هم حال و هواي ديگري داشت. شهرها آنقدر شلوغ نشده بودند، همسايهها از حال همديگر باخبر بودند. اين مرد قديمي كه نزديك به 80 سال سن دارد ميگويد: متاسفانه تجملات و جنبههاي مادي وارد معنويات شده است، عدهاي با مشكلات مادي مواجهاند و عدهاي ديگر به سفرههاي افطار به ديد تجملات نگاه ميكنند و اين اصلا خوب نيست.
پاي صحبت قديميها كه بنشينيد، به خصوص پدربزرگها و مادربزرگها، خيليهايشان بر اين عقيدهاند كه دلمان براي آن زمان تنگ شده است و از اينكه در يك زندگي ماشيني غرق شدهايم، خستهايم.
مادرم ميگويد: آنزمانها، پس از افطار چادر گليام را سر ميكردم و با مامان بزرگ به مسجد محله ميرفتيم، آنزمانها، بايد تمامي اهل خانه، نماز را در مسجد ميخواندند، آنهم به صورت جماعت...
هنوز هم در شهرهاي ايران به خصوص شهرهاي كوچك هستند افرادي كه سحر از خواب بلند ميشوند و در تكتك خانهها را ميزنند تا كسي خواب نماند اما در شهرهاي بزرگ اين سنت به فراموشي سپرده شده است. اما حكايت بچهكوچولوها، هم خيلي جالب است، آنهايي كه ميخواهند اولين روزههاي خود را تجربه كنند و بابا، مامانها را متوجه كنند كه بزرگ شدهاند...
روزههاي كله گنجشكي آنان هم در نوع خود جالب توجه است، ضمن اينكه خيلي از آنان دور هم نشستن اقوام را در افطار بسيار دوست دارند چرا كه در كنار ديگر بچههاي فاميل به بازي ميپردازند و اين بهانهاي است براي اينكه گردهم جمع شوند...
بايد توجه داشته باشيم كه ماه رمضان ماه مهرباني است نه ماه خشم و ستيزهجويي، نبايد تنها چيزي نخوريم و بگوييم روزه گرفتهايم، بلكه بايد مراقب رفتارمان باشيم و آن را به كنترل خود درآوريم. ناخواسته در كوچه و بازار و سركار و خانه، دل كسي را نشكنيم، تندخويي نكنيم، محبت را هميشه همراهمان داشته باشيم، با روي گشاده با مردم رفتار كنيم. با رويي باز، ماه خدا را خوشآمد بگوييم و با مهرباني با يكديگر رفتار كنيم. سنتهايمان را پاس بداريم، حق و ناحق نكنيم و يكماه موازين شرعي و اسلامي را رعايت كنيم، تا شايد در اين يك ماه عادت كنيم كه در ديگر ماههاي سال هم، انسانگونه زندگي كنيم چرا كه ماه رمضان ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است، در اين ماه درهاي آسمان و بهشت گشوده و درهاي جهنم بسته ميشوند. عبادت در يكي از شبهاي آن (شب قدر) بهتر از عبادت هزار ماه است.
ماه رمضان، ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شريفترين ماههاي سال است که بر همه ی مهمانان این ماه مبارک.
بزنگاه، مثل هيچكس، در حسرت و مأمور بدرقه؛ به ترتيب بعد از افطار
سريالهاي «بزنگاه»، «مثل هيچكس»، «در حسرت» و «مامور بدرقه» به ترتيب در ايام ماه مبارك رمضان به روي آنتن ميروند. اولين سريال مناسبتي كه روي آنتن خواهد رفت، سريال «بزنگاه» به كارگرداني «رضا عطاران» خواهد بود. اين سريال پس از لحظات ملكوتي اذان، ساعت 20:15 به روي آنتن خواهد رفت.
مجموعه تلويزيوني «بزنگاه» در 26 قسمت 35 دقيقهاي به كارگرداني «رضا عطاران» براي پخش از شبكه سه سيما ساخته شده است.
پس از آن شبكه دو سيما سريال خود با نام «مثل هيچ كس» را روانه آنتن خواهد كرد. اين سريال هر شب ساعت 21:30 پخش خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني «مثل هيچكس» به كارگرداني «عبدالحسين برزيده» و تهيه كنندگي «محمد علي اسلامي» براي پخش از شبكه دو سيما ساخته ميشود. سريال «مثل هيچكس» كه پيش از اين «داداشي» نام داشت، در 30 قسمت 35 دقيقهاي شبهاي ماه رمضان از شبكه دو سيما پخش خواهد شد.
سريال «در حسرت» سومين سريال مناسبتي است كه شبكه يك سيما هرشب ساعت 22:15 روانه آنتن خواهد كرد. شبكه اول سيما در ماه رمضان ساعت اصلي پخش سريالهاي خود را به مجموعه مناسبتياش اختصاص داده است.
مجموعه تلويزيوني «در حسرت» را «سيروس مقدم» به تهيه كنندگي «مهران رسام» در قالبي ماورايي براي شبكه اول سيما كارگرداني ميكند.
اين سريال در 26 قسمت 30 دقيقهاي توليد ميشود و در شبهاي احياء نيز به روي آنتن نخواهد رفت.
آخرين سريالي كه در شبهاي ماه رمضان از تلويزيون پخش خواهد شد، سريال «مامور بدرقه» به كارگرداني «سعيد سلطاني» و تهيه كنندگي «اسماعيل عفيفه» است كه ساعت 23 از شبكه تهران پخش خواهد شد. اين سريال در 27 قسمت 35دقيقهاي ساخته و داستان آن درباره يك مامور نيروي انتظامي است که البته ساعت پخش در استانها هنوز مشخص نیست.
منبع: مجله ی خانواده سبز شماره ۲۰۸
امیدوارم همگی ماه خوبی را داشته باشیم ...
|
نام اين فيلم Body of Lies (مجموعه دروغها) هست و در ماه اکتبر ۱۹ مهر ماه اکران ميشه.

گلشیفته در این فیلم نقش دختری فلسطینی رو بازی میکنه که قبل از شروع کار با این مجموعه از اونها خواسته که با شرایط خاصی او رو قبول کنند که در تمام صحنه های فیلم با حجاب کامل و در صحنه های خاص با کلاه گیس کار خواهد کرد که مورد قبول واقع شده. لئوناردو در فيلم نقش يك مامور CIA را بازي مي کند به نام Roger ferris. او يك روزنامه نگار است كه از طرف CIA و به خرج CIA مأمور ميشود رئيس گروه القاعده را در اردن دستگير کند.راسل كرو نيز ايفاگر نقش رئيس CIA به نام Ed hoffman است. اد هافمن (کرو) رئيس سازمان سيا با همکاري دستيارش راجر فريس (دي کاپريو)، با طرح يک نقشه دروغين که بمب گذار القاعده با امريکائيها تباني ميکند, قصد فريب رهبر القاعده را دارند. قسمتي از اين فيلم در مراکش فيلمبرداري ميشود. يک چهارم فيلم برداري اين فيلم در مراکش صورت گرفته و مقداري هم در آتلانتيک.اینهم تصاویری از لئوناردو در این فیلم...


شنيده شده که گلشيفه فراهاني به خاطر بازي در اين فيلم و همچنین دعوت برای مراسم فرش قرمز از طرف وزارت ارشاد ممنوعالخروج شده. ولی هنوز خبر قطعی نیست چون به نظر میرسه وزارت ارشاد نمیتونه همچین کاری بکنه و اصلا همچین اختیاری نداره فقط میتونه ممنوع الکار بکنه البته خدای نکرده. به هر حال خیلی خوشحالیم که نماینده ی نسل جوان کشورمون با پشتکارش و علاقه و استعدادش تونسته تا این حد رشد کنه براش آرزوی موفقیت میکنیم.

شهرت بين المللي وبلاگ سرباز معلم كوچك ترين مدرسه ايران و جهان
عبدالمحمد شعراني، سرباز معلم روستاي«كالو» در١٨٠ كيلومتري شهرستان دير استان بوشهر، توانسته است با راه اندازي يك وبلاگ در آدرس www.dayyertashbad.blogfa.com در باره مدرسه اي بنويسد كه با ٤ دانش آموز و با كمترين امكانات در اين نقطه از كشورمان قرار دارد.


اين مدرسه كه كوچك ترين مدرسه دنيا لقب گرفته، توجه رسانه هاي جهان را به خود جلب كرده است و به همت شعراني اكنون امكاناتي از سوي مسئولان ذيربط در ايران به آن مدرسه و روستاي كالو (از جمله آب لوله كشي، رايانه، كتابخانه و ميز و نيمكت) اختصاص پيدا كرده است. از طريق همين وبلاگ بود كه ايرانيان و حتي سازمان يونسكو، با اين مدرسه آشنا شده اند. مدير آموزش و پرورش منطقه رايانه خودش را براي اين مدرسه فرستاده است و ايرانياني از آمريكا براي اين مدرسه هديه فرستاده اند، يك مدرس ايراني در آلمان نوشته هاي او را به زبان آلماني براي كلاسش ترجمه مي كند و اين معلم از سوي روزنامه همشهري به عنوان يكي از٧ قهرمان اجتماعي كشور در سال ٨٦ شناخته شده است.
محتواي وبلاگ شعراني نه گلايه از كمبود امكانات و نه اعتراض و شكايت از زمين و زمان، بلكه روايت جاري زندگي و مشق زيستن و عشق آموختن و ياد دادن در هر شرايطي و نگاهي جديد به دنيا و مسائل اجتماعي است. «شعراني معلم مدرسه اي كوچك به عظمت تمام دنيا و معلمي جوان كه نه تنها معلم كودكان خردسال مدرسه اش بلكه معلم همه آن هايي است كه دوست دارند رسم عاشقي بياموزند.»؛ «او به حميده، پريسا، حسين و مهدي مي آموزد كه در عبور از روزهاي سخت اين آدم هاي سخت هستند كه مي مانند نه روزهاي سخت»؛ شعراني اين سرباز معلم درس مهرباني، محبت، اميد، عشق به زندگي، پيشرفت و دوست داشتن را به دانش آموزانش مي آموزد؛ «اين جا مهرباني بر دل ها حكمراني مي كند و زندگي با همه فرازها و فرودهايش جاري است». به قول سهراب(ره):
زندگی خالی نیست
مهربانی هست
سیب هست
آری...
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
![]()
خب میبینم خانم شاندیزی در نبود ما وبلاگ رو آپ کردند و جای خالی من رو تا حدودی پر کردند. دستشون درد نکنه خیلی مطالب عالی نوشتند منم سوژه ای برای بیان کردن پیدا نکردم ولی این چند روز بحث بیشتر سیاسی بود توی تهران و همچنین المپیکی
![]()
سیاسیش در مورد آقای کردان که وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت کشور بوده اگه اشتباه نکنم که مثل اینکه قلابی از کار در اومده
آقا فرموده مدرک دکترای حقوق از دانشگاه آکسفورد داره ولی دروغ بوده حتی برگه ای که به عنوان مدرک دریافتی به مجلس تحویل داده جعلی بوده و جای خنده دارش اینه که این مدرک رو خودش تایپ کرده بوده و ۱۱ غلط داشته که نمرش میشه ۹ فکر کن
آقا حتی زورش اومده بده یه مترجم خوب براش ترجمه کنه
البته هنوز آدمهایی در مجلس هستند که این چیزها رو بفهمند واقعا جای شکرش باقیه
و البته جای تاسف
خب دیگه وارد سیاست نمیشیم
ولی راستش دلم نمیاد باید مدرکش رو میدید که چقدر خنده داره
بهتون قول میدم در اسرع وقت براتون بزارمش.
بحث المپیکی هم که همه میدونین این المپیک مدال بی مدال حتی برنز هم تا الان نگرفتیم البته ما که بخیل نیستیم امیدواریم از تکواندو یا کشتی بگیریم هنوز وقت هست.
خلاصه که دلم برای همه تنگ شده و حتما به همه سر میزنم .
پس فعلا بای
خلاصه به بزرگواری خودتون ببخشید دلمون خوش بود ۳ تا نویسنده ایم اگه یکی نبود اون یکی هست
(این شمایید ها البته قرارمون یادم نرفته قرار بود جواب سوال رو بدم باشه همین الان چرا میزنید ![]()
اول تشکر کنم از دوستان که اومدن و نظراتشون رو گفتن و اونایی که جواب سوال رو با اینکه نمی دونستند ولی بازم حدس زدند
و اما جواب سوال پرسیده بودم که اون نقاشی چه جوری و کی رنگ شد؟ ![]()
اگه یادتون باشه قسمت رژه ی ورزشکاران رو پخش نکردند
جواب همینه دیگه ته کفش ورزشکارها رنگی میشده و از روی نقاشی رد میشدن
و نقاشی رنگ میشده
به همین راحتی
ولی خداییش عجب فکری دارن این چینی ها
خب دیگه اگه خوبی بدی دیدید ما رو حلال کنید تا آخر هفته امیدوارم به همه خوش بگذره
خداحافظ و به امید دیدار دوباره

دوباره سلام مطلب زیر رو قبل از شروع افتتاحیه نوشته بودم و رفتم پای تلویزیون تا افتتاحیه رو ببینم
ولی الان دقیقا بعد تموم شدن افتتاحیه دارم مینویسم اما چی؟ خودمم نمیدونم
یعنی راستش این چینی ها جایی برای حرف زدن نذاشتن با این افتتاحیه ی با شکوهشون.
![]()
یه چیزه جالب این بود که چطور شد تلویزیون اینا رو پخش کرد ؟ ![]()
تا حالا اینقدر زیاد پخش نشده بود و این واقعا جای تعجب داره !!!!!!!!!!! ![]()
به هر حال خیلی خیلی زیبا و قشنگ بود و البته با کمی خالی بندی های معروف چینی ها
اما یه سوال حتما اونایی که از تلویزیون این مراسم رو دیدن نمیتونن جواب بدن ولی اونایی که از ...
حتما میتونن !!!
سوالم اینه اون نقاشی که بچه ها یکمشو رنگ کردند بقیش چه جوری رنگ شد و کی؟
یه راهنمایی: پرچم دار ایران یعنی خانم سهیلا حسینی و بقیه ی ورزشکاران کشورمون چه لباسهای قشنگی تنشون بود.
المپیک هم شروع شد در تاریخ ۸ / ۸ / ۲۰۰۸ در ساعت ۸:۸ دقیقه شب به وقت چین.
حتما شما هم براتون جالبه که چرا ۸ ؟؟؟
راستش من هم سر در نمیارم میگن که چینی ها روی عدد ۸ حساسند و اونو برای خودشون مهم و حیاتی میدونند .
به نظرم فکر میکنند با عدد ۸ به هر چی میخوان میتونن برسن.
ما که بخیل نیستیم بزار تا الان که رسیدن از این به بعد هم برسن ![]()
خلاصه که این رویداد مهم شروع شد و از کشور ما هم حدود ۵۵ نفر با ۱۲ پرواز به مقصد چین اعزام میشوند
امیدواریم بتونن موفقیت برای ایران عزیزمون کسب کنند. ![]()
اینم لوگوی گوگل که به مناسبت المپیک طراحی شده.

يكی نبود
يكی بود ...
در روزگاران قديم درخت سيب تنومندي بود ...
با ... پسر بچه كوچكي
این پسر بچه خیلی دوست داشت با اين درخت سيب مدام بازي كند ...
از تنه اش بالا رود، از سيبهايش بچيند و بخورد و در سايه اش بخوابد
زمان گذشت ...
پسر بچه بزرگتر شد و به درخت بي اعتنا وديگر دوست نداشت با او بازي كند
اما روزي دوباره به سراغ درخت آمد
درخت سيب به پسر گفت :
های ... بيا و با من بازي كن
پسر جواب داد :
من كه ديگر بچه نيستم كه بخواهم با درخت سيب بازي كنم
به دنبال سرگرمي های بهتر هستم و براي خريدن آنها پول لازم دارم
درخت گفت:
پول ندارم من ولي تو مي تواني سيب هاي مرا بچيني وبفروشي و پول بدست آوري.
پسر تمام سيب های درخت را چيد و رفت ، سيبها را فروخت و آنچه را که نياز داشت خريد
و درخت را باز فراموش کرد و پيشش نيامد.
و درخت دوباره غمگين شد...
مدتها گذشت و پسر مبدل به مرد جوانی شد
و با اضطراب سراغ درخت آمد ...
درخت از او پرسید :
چرا غمگینی ؟
بیا و در سایه ام بنشین بدون تو خیلی احساس تنهائی می کنم
پسر ( مرد جوان ) جواب داد :
فرصت کافی ندارم ، باید برای خانواده ام تلاش کنم. باید برایشان خانه ای بسازم، نیاز به سرمایه دارم ..
درخت گفت :
سرمایه ای برای کمک ندارم ، تو می توانی با شاخه هایم و تنه ام برای خودت خانه بسازی.
پسر خوشحال شد و تمام شاخه ها و تنه ی درخت را برید و با آنها خانه ای برای خودش ساخت .
دوباره درخت تنها ماند و پسر بر نگشت
زمانی طولانی بسر آمد
پس از سالیان دراز، در حالی برگشت که پیر بود وغمگین وخسته وتنها ...
درخت از او پرسید: « چرا غمگینی ؟
ای کاش می توانستم کمکت کنم، اما دیگر نه سیب دارم ،نه شاخه و تنه، حتی سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو.هیچ چیز برای بخشیدن ندارم
پسر (پیر مرد) درجواب گفت :
خسته ام از این زندگی و تنها هم ، فقط نیازمند بودن با تو ام .آیا می توانم کنارت بنشینم ؟
پسر (پیر مرد) کنار درخت نشست . . . . .
با هم بودند به سالیان و به سالیان ،در لحظه های شادی و اندوه .
آن پسر آیا بی رحم و خود خواه بود ؟؟؟
نه . . .
ما همه شبیه او هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم . درخت همان والدین ماست تا کوچکیم دوست داریم با آنها بازی کنیم .تنهایشان می گذاریم بعد و زمانی بسویشان برمی گردیم که نیازمند هستیم یا گرفتار.برای والدین خود وقت نمی گذاریم وبه این مهم توجه نمی کنیم که :
پدر و مادر ها همیشه به ما همه چیز می دهند تا شادمان کنند و مشکلاتمان را حل و تنها چیزی که در عوض می خواهند اینکه...
*** تنهایشان نگذاریم ***
به والدین خود عشق بورزید، فراموششان نکنید،برایشان زمان اختصاص دهید،همراهی شان کنید،شادی آنها شما را شاد دیدن است . گرامی بداریدشان و ترکشان نکنید.هر کس می تواند هر زمان و به هر تعداد فرزند داشته باشدولی پدر و مادر را فقط یکبار ...
![]()
سلام دوستان اینم قالب جدید که قولش رو داده بودیم دیدید ما سر قولمون هستیم ![]()
ولی خداییش خیلی دنبال گشتیم که یه قالبی مناسب وبلاگ پیدا کنیم آخه سختی کارم اینجا بود که همه ی قالب های شیک و زیبا،مشکی از کار در می اومد
خب ما هم که قول داده بودیم مشکی نزاریم
سر قولمونم موندیم، ولی حالا یکم کارمون سخت شد میپرسید چرا ؟؟ ![]()
به خاطر اینکه توی اون قالب رنگ قلم بعضی از پست ها سفید یا زرد بود که متاسفانه توی این قالب باید به رنگ های تیره مخصوصا مشکی در بیان که البته تعداد این پست ها کم هم نیست، پس فقط یه راه می مونه اونم اینکه برامون دعا کنین تا زودتر درستشون کنیم
![]()
خب دیگه خیلی پر حرفی کردم امیدوارم سرتونو درد نیاورده باشم امیدوارم قالب جدید هم باب میلتون باشه
پیروز و موفق باشید...
![]()
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است :
1- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند ( عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. )
2- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است. )
3- آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. )
4- آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم هستند ( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. )
حالا بگو ببینم شما جز کدوم دسته ای ؟؟ ![]()
فقط مراقب خودت باش!!!! ![]()
![]()
در اين پست از سری پست های فتوشاپ شما رو با روش ساخت يك ستاره زيبا آشنا ميكنم. اين درس در Edit بعضي از تصاوير كاربرد دارد، و ميخواهيد نشان دهيد كه بخشي از آن در حال درخشش است.
گام نخست شما از راه File>New يک صفحه جديد ميسازيد (کليدهای ميانبر Ctrl+N). ابعاد آنرا 400*400 پيکسل انتخاب نماييد. دکمه OK را فشار دهيد.
سپس ابزار سطل رنگ Paint bucket toolsl را انتخاب و كل صفحه را رنگ مشکی کنيد. سپس از قسمت Filter>Lens Flare را انتخاب كنيد، و اينگونه تنظيماتش را انجام دهيد.
Brightness: 100%
Lens Type: 105 mm Prime
تنظيم نور لنز در وسط. پس از ايجاد تنظيمات OK را بزنيد.
از Layer>New Layer را بزنيد ( کليدهای ميانبر Shift+Ctrl+N ). و هر نامي دوست داريد براي آن بگذاريد. و يا در زير پنجره لايه ها دكمه New Layer را بفشاريد.
حال ابزار eliptical marquee tool را انتخاب كنيد، و تنظيمات آنرا بر اين اساس بگذاريد:
Feather: 40px
Anti-aliased:
Style: Fixed Size
Width: 4in Height: 4in
دايره اي در وسط صفحه Select كنين.
اکنون ابزار Brush Tool را انتخاب كنيد. و مجدد اين تنظيمات را براي آن انتخاب نماييد. انتخاب نوع Brush تان Drop Shadow Brushes باشد و Master Diameter آن عدد 8px بگذاريد. سپس با پايين نگهداشتن دكمه Shift كيبورد مانند شكل چهار خط مستقيم از مركز به بيرون رسم كنيد.
به عنوان كار نهايي از قسمت Edit>Transform>Rotate(توجه داشته باشيد كه انتخاب شما بر روي لايه اول باشد) و گوشه اي را انتخاب كنيد و تشعشات را به دلخواه خود بچرخانيد.
![]()
امیدوارم که مفید بوده باشه ![]()
![]()
پنج آدمخوار به عنوان برنامه نويس در يك شرکت خدمات کامپيوتري استخدام شدند .
هنگام مراسم خوشامدگويي رئيس شرکت گفت: "شما همه جزو تيم ما هستيد. شمااينجا حقوق خوبي مي گيريد و ميتوانيد به غذاخوري شرکت رفته و هر مقدار غذا کهدوست داشتيد بخوريد. بنابراين فكر کارکنان ديگر را از سر خود بيرون کنيد.
" آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند .
چهار هفته بعد رئيس شرکت به آنها سر زد و گفت: "مي دانم که شما خيلي سخت کارميکنيد. من از همه شما راضي هستم. امّا يكي از نظافت چي هاي ما ناپديد شدهاست. کسي از شما ميداند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟
" آدمخوارها اظهار بي اطلاعي کردند."
بعد از اينكه رئيس شرکت رفت ، رهبر آدمخوارها از بقيه پرسيد:
"کدوم يك از شما نادونا اون نظافت چي رو خورده ؟ "
يكي از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "اي احمق !طي اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژه ها را خورديم و هيچ کس چيزي نفهميد و حالا تو اون آقا را خوردي و رئيس متوجه شد!
از اين به بعد لطفاً افرادي را که کار ميکنند نخوريد".








نیست صدایی آشنا / باران است و من و خیابان
قدم می زنم اما نیست چهره ای آشنا
بدنبال مکانی و چهره ای می گردم
آیا کسی هست که مرا دریابد؟
نمی دانم تو که هستی
اما باز تو را می خوانم
مرا با خود به دور دستها ببر
به جایی تازه / فرسنگها دور و دور تر
شاید آنجا صدایی آشنا این سکوت تنهایی را بشکند
می گریم و تورا می خوانم
با تو سخن می گویم شاید تو آن چهره آشنا باشی!
با توام
با تو

( پاره آجر )
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. "براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ....
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!!
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند.
اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.
اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه!
به جرأت میتوان فتوشاپ را پادشاه بدون رغیب نرم افزارهای گرافیکی و ویرایش عکس دانست. از این برنامه تاکنون نسخه های متعددی ارائه شده است. این موضوع در آخرین نسخه رسمی ارائه شده یعنی Adobe Photoshop CS3 نیر صادق است. در این ترفند قصد داریم به معرفی "قرص قرمز" مخفی شده در Adobe Photoshop CS3 بپردازیم که به وسیله آن به تصویر یک گربه و چهره یکی از سازندگان مرحوم فتوشاپ نیز خواهید رسید!

نتایج تحقیقات زبانشناسان کانادایی نشان میدهد که برخلاف تصور رایج، ارتباطات فوری مثل پیام کوتاه و مسنجر به توانایی زبانی جوانان و نوجوانان آسیب نمیرساند.
به گزارش مهر، تیم تحقیقاتی «سالی تالیامونته» زبانشناس دانشگاه تورنتو در کانادا که نتایج یافتههای خود را در مجله American Speech منتشر کردهاند در تحقیقات خود نشان دادند که ارتباطات فوری مثل پیام کوتاه و مسنجر به توانایی زبانی جوانان و نوجوانان آسیب نمیرساند.
تیم تحقیقاتی این زبانشناس میلیونها واژهای را جوانان بین 15 تا 20 سال در چت نوشته بودند و تبادل گفتاری این آنها را مورد بررسی قرار دادند و مشاهده کردند که جوانان در چت با دقت بسیار بالایی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و به قوانین دستوری و نحوی که در زبان گفتاری استفاده نمیشوند احترام میگذارند.
براساس گزارش نیوساینتیست، امروزه در چت، مسنجر و پیام کوتاه دو نوع قوانین نوشتاری جدید شامل قوانین نوشتاری سریع و مختصر وجود دارد. به خصوص اختصار واژگان در پیامهای کوتاه که در هر صفحه تنها 160 نویسه جای میگیرد بیشتر به چشم میخورد همین مسئله موجب شده است که بسیاری از والدین و زبانشناسان نسبت به آینده زبانی جوانانی نگران شوند.
این درحالی است که مختصرنویسی تهدیدی برای ساختارهای زبان به شمار نمیرود. در حقیقت زبان جوانان به تکامل خود ادامه میدهد و این تکامل یکی از روشهای تائید هویت جوانان و جداکردن آنها از دنیای بزرگسالان است.
این تحقیقات نشان میدهد که جوانان در اینترنت و در پیام کوتاه تلفن همراه از قواعد نحوی استفاده کرده و مرز میان زبان نوشتاری و گفتاری را حفظ میکنند. همچنین نتایج تجزیه میلیونها واژه به کاررفته در چت و مقایسه آنها با زبان 75 جوان بین 15 تا 20 سال حاکی از آن است که استفاده از «کوته واژهها» در چت چندان رایج نیست.
در حقیقت امروزه در زبان انگلیسی و در اینترنت تنها کوته واژههایی مثل OMG به جای Oh My God (آه خدای من) و CU به جای See You (میبینمت) استفاده زیادی دارند و سایر واژگان کمتر دچار کوتهنویسی میشوند.
این تحقیق تائید میکند که ارتباطات از راه چت ترکیبی از یک زبان محاورهای و رسمی بوده و بسیار خالص تر از مکالمات کلامی است که میان دوستان برقرار میشود. برای مثال کوته واژهها تنها 4/2 درصد از واژگان استفاده شده در ارتباطات آنلاین جوانان را تشکیل میدهند. از سویی دیگر چت و پیامنویسی تا حد چشمگیری میتواند در تمرین دیکته کلمات مفید باشد.

گزارش تصویری از نمایشگاه کتاب تهران
نمایشگاه کتاب تهران هم با تمام خوبی ها و بدی هایش تمام شد این خاطراتش است که می ماند و امیدواریم تجربه ای برای آیندگان شود البته امیدواریم... .
اینم چند تا عکس از بیست و یکمین نمایشگاه کتاب تهران که از سایت سما(سامانه مدیریت ارتباطات شهرداری تهران بزرگ) پیدا کردم.











نمیدونم تونستید عکس ها رو ببینید یا نه چون بعضی از دوستان ندیده بودند برای همین آدرس سایت سما رو میزارم تا اونجا ببینید. بازم ببخشید...
از 1900 تا 2000
برگرد...

1901 Australia Federates
اتحاديه استراليا تشکيل مي شود

1903 Man Flies
انسان پرواز مي کند

1905 The Theory of Relativity is Proposed
تئوري نسبيت مطرح مي شود

1907 Picasso Gives Birth to Modern Art
پيکاسو هنر مدرن را خلق مي کند

1912 RMS Titanic Sinks
تايتانيک غرق مي شود

1912 Republic of China Established
جمهوري چين برقرار مي شود

1917 Bolshevik Revolution - Communist Russia is born
انقلاب بولشويک - روسيه کمونيست متولد مي شود

1914 World War I Begins
جنگ جهاني اول شروع مي شود

1920 Prohibition Begins
تحريم شروع مي شود

1922 Tomb of Tutankhamen is Found
مقبره توتانخام (از فراعنه مصر) پيدا مي شود

1925 Television is Invented
تلويزيون اختراع مي شود

1929 On With the Show - first 100% color, 100% sound movie
"On With The Show" - اولين فيلم 100% رنگي، 100% مصوت

1930 The First Full Length Color/Sound Cartoon Appears
اولين کارتون تمام رنگي/مصوت ظاهر مي شود

1930 Mohandas Gandhi Leads Satyagraha Movement in India
موهانداس گاندي حرکت ساتياگراها در هند را رهبري مي کند

1931 Empire State Building Opens
عمارت "Empire State" گشوده مي شود

1939 World War II Begins
جنگ جهاني دوم شروع مي شود

1944 Colossus - First Fully Electronic Computer
کلوسوس - اولين رايانه تمام الکترونيکي

1945 First Atomic Bomb Built
اولين بمب اتمي ساخته شد

1945 First Secretary General of the Newly Formed United Nations
اولين دبيرکل ملل تازه متحد شده

1946 Cold War Begins
جنگ سرد شروع مي شود

1950 Korean War Begins
جنگ کره شروع مي شود

1953 DNA First Accurately Modeled
ساختار DNA اولين بار بادقت مدل مي شود

1954 Rock Aound The Clock takes Rock and Roll International
"Rock Around Clock" راک اند رول را بين المللي مي کند

1957 Sputnik 1 - First artificial satellite put into geocentric orbit
Sputnik 1 - اولين قمر مصنوعي در مدار زمين قرار مي گيرد

1962 Spacewar! The First Computer Game is Invented
جنگ فضايي! اولين بازي کامپيوتري اختراع مي شود

1962 Pope John XXIII Starts the Vatican II Council
پاپ ژان بيست و سوم شوراي واتيکان 2 را آغاز مي کند

1967 Marxist Revolutionary Che Guevara is Executed in Bolivia
انقلابي مارکسيست، چه گوارا، در بوليوي اعدام مي شود

1969 Man walks on the moon
انسان بر روي ماه پا مي گذارد

1973 Embargoes from the OPEC nations cause an oil Crisis in nations supporting Israel
تحريم اعضاي اوپک باعث ايجاد بحران نفت در ملل حامي اسرائيل

1973 American Psychiatric Association removed homosexuality from its list of psychiatric disorders
انجمن روانپزشکي آمريکايي

1979 Dame Margaret Thatcher Becomes the First Female UK Prime Minister
خانم مارگارت تاچر اولين نخست وزير زن انگلستان مي شود

1980 John Lennon is Shot
جان لنون هدف گلوله قرار مي گيرد

1984 The First Commercially Successful Graphic Interface PC Arrives with the Apple Macintosh
اولين کامپيوتر قابل خريداري داراي رابط گرافيکي توسط اپل مکينتاش از راه مي رسد

1986 The Chernobyl Disaster Occurs
حادثه چرنوبيل اتفاق مي افتد

1988 The Commercial Internet Begins
شبکه تجاري اينترنت آغاز به کار مي کند

1990 The Gulf War Begins
جنگ خليج آغاز مي شود

1991 The Soviet Union Collapses
اتحاد جماهير شوروي فرو مي پاشد

1996 Dolly The Sheep is Cloned
Dolly گوسفند شبيه سازي شده

December 31, 1999 The Second Millen
پايان هزاره دوم
سلام به همه ی دوستان امروز میخوام یکی دیگه از آموزشهای فوتوشاپ را بهتون یاد بدم
که مورد استفاده اش توی کشور ما خیلی زیاده پس می تونیم نتیجه بگیریم که همه باید این قسمت از فوتوشاپ رو یاد داشته باشند حتی شما دوست عزیز ![]()
خوب دیگه بریم سر اصل مطلب شوخی بسه!!!!!!!!!!!! ![]()
این نوع فیلتر های نقطه نقطه کننده(Pixelate Filters)تصویر را از حالت طبیعی خارج کرده و آن را تبدیل به نقاط یا قطعات کوچک با رنگ یکدست می کنند. دو نوع فیلتر دیگه هم هست یکی بنام فیلتر موزاییک(Mosaic) که تصویر رو شطرنجی میکنه و اندازه ی خانه های شطرنجی هم قابل تنظیم است و دیگری فیلتر شیشه رنگ شده (Stained Glass)که در زیر منوی فیلتر های Texture قرار دارد که تصویر رو به قطعات رنگی کوچک تبدیل میکند که نحوه ی کارش مانند فیلتر نقطه نقطه کننده است پس اگه دوست دارید با نحوه ی کار فیلتر نقطه نقطه کننده آشنا بشید این شما و این هم ادامه ی داستان ... .

الو... الو... سلام...
کسي اونجا نيست؟!

الو... مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟!!
پس چرا کسي جواب نميده؟!!!
يهو يه صداي مهربون! مثل صداي يه فرشته جواب داد
بله، با کي کار داري کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من ميشنوم .
کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي؟ من با خدا کار دارم ...
هر چي ميخواي به من بگو، قول ميدم به گوش خدا برسونم .
کودک درحالي که بغض در گلويش حلقه زده بود با صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟!
فرشته ساکت موند. بعد از مکثي نه چندان طولاني: نه خدا خيلي دوستت داره. مگه کسي ميتونه کوچولوي نازنيني مثل تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميکنما...
بعد از چند لحظه سکوت؛
بگو زيبا بگو، هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو...
کودک ناگهان با شنيدن اين صدا بغضش ترکيد، بلند بلند گريه کرد وگفت: خدا جون خداي مهربون، خداي قشنگم....
ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم، تو رو خدا...
آخه چرا؟ اين مخالف تقديره. چرا دوست نداري بزرگ بشي؟
آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد يه عالمه، ده تا دوستت دارم، اگه بزرگ شم ممکنه مثل بقيه فراموشت کنم!
ممکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم؟ ميترسم يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقيه که بزرگ شدن و حرف منو نمي فهمن.
مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم... مگه ما باهم دوست نيستيم؟ پس چرا کسي حرفمو باور نميکنه؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اينطوري نمي شه باهات حرف زد...
خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک: آدم، محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ شدن فراموش ميکنه... کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.
کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي منافع شان ميخواستند.
زيبا دنيا براي تو کوچک است...
بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...
کودک کنـار گوشـي تلفـن، درحالـي که لبخنـد برلـب داشـت در آغــوش خــــدا به خواب فرو رفت...
پس از یه مدت طولانی که پستی با مضمون علمی و با توجه به کارایی رشتمون نداشتیم تصمیم گرفتم از کتاب جدیدی که خریدم مطلبی بزارم این کتاب رو برای آموزش فوتوشاپ گرفتم به نظر من که خیلی کتاب جالبی میاد در صورت سادگی ولی بسیار مفیده. امیدوارم بتونه برای شما هم مفید باشه.
تا حالا حتما برای همه اتفاق افتاده، موقعی که ابعاد تصویری رو بزرگ می کنیم این تغییر اندازه معمولا باعث تار شدن تصویر میشه. با اجرای فیلتر واضح کننده می تونید خیلی راحت و آسون وضوح تصویر رو افزایش بدین. فیلتر های واضح کننده ( Sharpen Filters ) با افزایش تفاوت رنگ نقاط مجاور هم ، وضوح تصویر را افزایش میدن با اجرای فیلتر( Unsharp Mask)و تعیین دقیق تنظیمات اون می تونید رنگ و وضوح تصویر را اصلاح کنید. پس اگه دوست دارید این قسمت از کار با فوتوشاپ رو یاد بگیرید این شما و این هم ادامه ی داستان... .
- اسم تمام قارهها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مييابد.
- مقاومترين ماهيچه در بدن، زبان اس ت.
- كلمه «ماشينتحرير» (TYPEWRITER)طولانيترين كلمهاي است كه ميتوان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.
-چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.
- شما نميتوانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.
- محال است كه آرنجتان را بليسيد.
- وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما «عافيت باش» ميگويند، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد.
- خوكها به لحاظ فيزيك بدني، قادر به ديدن آسمان نيستند.
- تنها غذايي كه فاسد نميشود، عسل است.
- كروكوديل نميتواند زبانش را به بيرون دراز كند.
- حلزون ميتواند سه سال بخوابد.
- فيلها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند.
- مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود، سقوط ميكند.
- قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند.
- موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند، كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند.
- استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد.
- نظير اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است.
- در يك سانتي متر پوست شما دوازده متر عصب و چهار متر رگ و مويرگ وجود دارد.
- در تمام وجود شما بيش از يك مشت گچ «كلسيم» وجود دارد.
- حس بوياييه مورچه با حس بوياييه سگ برابري ميكند.
- شن خيس از شن خشک سبکتر است.
- در هر ميليمتر مكعب خون شما پنج مليون رعيت به نام گلبول قرمز وجود دارد.
- اعصابي كه در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصله زمين تا ماه است.
- جليقه ضد گلوله، ضد آتش، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند.
- در سال 1987 خطوط هوايي «امريكن ايرلاينز» توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود، چهل هزار دلار صرفهجويي كند.
- صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد.
-یک چهارم استخوان بدن،در پا قرار دارد.
-8 دقیقه و 17 ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
-انسان سالانه بیش از 10 میلیون مرتبه پلک می زند.
-دلفین ها و گرگ ها هنگام خواب، یک چشمشان را باز می گذارند.
اديسون در سنبن پيري پس از كشف چراغ برق يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار مي رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد. اين آزمايشگاه بزرگترين عشق پيرمرد بود هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموران فقط جلو گيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود .
پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن پيرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب ديد كه پير مرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر ميبرد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟مي بيني چقدر زيباست! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟ حيرت آور است! من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! واي ! خداي من، خيلي زيباست! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد. كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت. نظر تو چيه پسرم؟
پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟
چطـور مي تواني؟ من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟
پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد! مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد. در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكــر مي كنيم. الان موقع اين كار نيست. به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!!!!!
توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود. آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع نمود.
روحش شاد

می شنوی؟ بوی بهار می آد.بوی خوب نو شدن.اسفند ماه که می آد همه خود به خود یه جورایی به تکاپو می افتن.یکی تو ذهنش این تکاپو شروع می شه و یکی در عملش.عده ای شروع می کنن به خرید کردن و خانه تکانی و ... در واقع حس اومدن سال جدید و به وضوح می تونید تو صورتش و اعمالش ببینید. و عده ای هم تو ذهنشون به تجزیه و تحلیل می پردازن که چه جوری سال جدید و شروع کنن و چه جوری خرج کنن تا برای سال جدید کم نیارن و ...و خلاصه هر جور افکاری که بشه اون و ارتباط داد به سال جدید.زندگی گویی با اومدن سال جدید تغییر می کنه.عده ای تو افکار و عقایدشون دستی می برن و اون و به شدت عوض می کنن و عده ای هم دلشون و از کینه ها و نفرت ها پاک می کنن.تغییر و تحول تو زندگی خیلی لازمه و شروع سال جدید بهترین فرصته که آدم خودش و تغییر بده و عیب هایی که داره و از خودش دور کنه و به جاش خوبی ها رو جایگزین کنه.
زندگی با بهار شروع می شه و در تابستان به ثمر می شینه.تو خزون ادامه پیدا می کنه و در زمستان تموم می شه.
قدر تک تک لحظه های زندگیتون و بدونید چون لحظه ی خوشبختی همین لحظه ایه که بدون فکر کردن به مشکلات زندگی سپری می شه.قطعا همه ما مشکلات خاص خودمون و داریم که گاهی باید باهاش دست و پنجه نرم کنیم اما این و بدونید که بعضی اوقات بدون فکر کردن به مشکلات هم می شه احساس خوشبختی کرد و این خوشبختی گاهی چنان شیرینه که می شه با یک انرژی مثبت به جنگ با سختی ها و ناملایمات زندگی رفت و دیو مشکلات و از پای در می آورد البته اول از همه با توکل به خدا!!!
راستی یادتون نره که موقع تحویل سال مارو هم دعا کنید
خلاصه اینکه... براتون آرزو می کنم:
۱۲ ماه شادی![]()
۵۲ هفته خنده![]()
۳۶۵ روز سلامتی![]()
۸۷۶۰ ساعت عشق![]()
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت
و۳۱۵۳۶۰۰ ثانیه دوستی![]()
موفق باشید در همه ی سالهای زندگیتون.
می گن لحظه سال تحویل هر ارزویی کنی براورده می شه.....یادتون باشه پس دعایی که دوست دارید بکنید....
امیدوارم سال خوب و با برکتی باشه... و همه به ارزوهاشون برسن...
يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
هر روزتان نوروز، نوروزتان پيروز باد!
روی ادامه ی داستان کلیک کنید......
سلام به دوستان عزیز
با نزدیک شدن به ۲۴ اسفند روز انتخابات مجلس شورای اسلامی تصمیم گرفتم مطلبی در این موضوع بنویسم با خودم فکر کردم چه بهتر که به صورت طنز بیان کنم. امیدوارم مورد پسندتون قرار بگیره!!!!
تا حالا به وعده های نامزد های انتخاباتی دقت کرده اید؟
يكي قول مي دهد رفاه را به زندگي مرغها بازگرداند تا تخم هاي درشت تر و با قيمت تمام شده ي كمتري از خود دفع كنند!
يكي قول افزايش فشار گاز مناطق بي گاز را مي دهد! يكي قول ارزان كردن آجيل شب عيد را می دهد و حتي ممكن است در ستاد انتخاباتي اش به رايگان آجيل توزيع كند! يكي قول مي دهد امواج كم فشار و پرفشار را از پايه نيست و نابود كند تا بانزديك شدن سال نو،شاهدچند برابرشدن قيمت ميوه جات نباشيم! یکی قول سيمان يارانه اي مي دهد تا همه بتوانند زمين هاي 99 ساله شان را بسازند!
يكي قول حذف تعرفه ي واردات ماشين هاي خارجي را مي دهد تا همه از نعمت الگانس سواري به قيمت مفت بهره مند شوند! یکی قول ارزان شدن سكه را مي دهد تا آقايان در شرف طلاق، نگران پرداخت مهريه هاي سنگينشان نباشند!
خلاصه هركسي وعده اي مي دهد...
من هم داشتم فكر مي كردم كه اگر قرار بود دانشجويان در بهبود وضع دانشگاه ها سهمي از تصميم گيري داشته باشند و اگر اين سهم به عده اي از دانشجويان اعطا مي شد كه نماينده ي عوام قشر دانشجو باشند و بازهم اگر من مي توانستم نامزد شوم و احياناً تاييد صلاحيت
مي شدم و خيلي چيزهاي ديگر، 
آنوقت من هم اين وعده ها را به دانشجويان مي دادم:

وعده مي دادم تا تریا دانشجو را طرف قرارداد يك رستوران درست و درمان كنم تا همه از نعمت غذاي سالم بهره ببرند، اگر هم نشد لااقل با بيمارستان مسمومین قرارداد مي بستم!
وعده ميدادم "ستاد واسطه گري مراودات جزوات درسي و رفع مطالبات دانشجويان هرچه زودتر آغاز به كار كند! وعده مي دادم كارگروهي را با هدف تشريح فلسفه ي وجودي "افتادن" تشكيل دهم تا اساتيدبه قباحت دادن نمره ي زير ده پي برده و به درگاه لايزال توبه نمايند!
وعده مي دادم تا بودجه ي عمراني دانشگاه را تمام و كمال صرف ساخت خوابگاه هايی با امكانات كامل و جامع نمايم بلکن سرمایه مملکت راکت نماند!
وعده مي دادم كه كمتر وعده بدهم و بيشتر عمل كنم! وعده مي دادم كه از وعده هاي عملي نشده ي ديگران درس بگيرم! همينجور به صورت ممتد وعده مي دادم...!

راستی شما چه وعده هایی می دادید؟![]()

سلام به شما دوستان عزیز
بازم به وبلاگ خودتون خوش اومدین ما رو مورد لطفتون قرار دادین.![]()
ما یه چند وقته دنبال چند کاریکاتور زیبا و جالب میگردیم
که بالاخره بعد از تلاشهای
فراوان ![]()
پیروز شدیم. ![]()
![]()
تمام تلاشمون برای این بود که چیزی باشه که مورد پسند شما واقع بشه و در شان دانشجویان عزیز باشه.
تقدیم به همه ی شما خوبان.






راستی ببخشید اگه بعضی جملات کاریکاتور ها ریز بود و سخت خونده می شد. با این حال امیدواریم خوشتون اومده باشه و لذت برده باشید.
به امید دیدار 
خبر جديد مبني بر احتمال بازگردانده شدن تعدادي از آثار باستاني كشورمان توسط انگلستان، باعث خشنودي بسياري، من جمله نگارنده اين سطور شد. در نتيجه نظر چندي از مردم را در اين رابطه جويا شدم:
يك پيرزن: ننه، مي دونستم بالاخره اينا سر عقل ميان. نفرين ننه ي اون سرباز هخامنشي گريبونگير اين لامصبا شد. جونم مرگ بشن الهي!
يك سوسياليست: حق انتخاب خود آثار باستاني (از لحاظ فراذهني و اين صحبتها!) موجب بازگشتشان به موطن اصلي آنها شد!

